تبليغاتX
1

1

UFO & UFOLOGY

به
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 شهریور1388ساعت 3:38 PM  توسط فضانورد  | 

 

                                            

در 25 اوريل 1977 سرجوخه ارماندو والدوس در برابر چشمان حيرت زده سربازان زير دستش در دل شب ناپديد شد. طبق اسناد محرمانه ارتش شيلي ان شب يک گلوله بزرگ نوراني در فاصله چند ده متري اتش اردوگاه سربازان ظاهر شده بود و انچخ بعد از ان اتفاق افتاد از طرف ازتش شيلي سخت پنهام نگاه داشته شد. حتي سرجوخه ارماندو والدوس و هفت سرباز زير دستش را هم در سرويس هاي ويژه ارتش در جايي نامعلوم تحت نظر قرار دادند و به هيچ وجه اجازه ملاقات و تماس با کسي را نداشتند. در ماه مه 1978 سرجوخه ارماندو والدوس و سربازانش را به محل ان حادثه بردند.ارتش شيلي ورود به منطقه بازسازي شده را ممنوع کرده بود. بالاخره سرجوخه والدوس در 1978 به دلايل نامعلوم از ارتش استعفا داد. و امکان مصاحبه با وي فراهم گرديد. مصاحبه کننده نويسنده کتاب علم و فرازميني ها بود...

مصاحبه با سرجوخه ارماندو والدوس - محل : امريکاي جنوبي شيلي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 فروردین1386ساعت 12:15 PM  توسط فضانورد  | 

 ما فرزندان ایران زمین سال ۱۳۸۶ را سال کورش کبیر نام گذاری می کنیم                

به نام اهورای پاک که کورش ها را آفرید. آرش از کوه دماوند وطن را نگریست و صدا زد: کورش! مام میهن تنهاست ، نکند بار دگر رنج سکندر بیند و هزاران کورش.... و هزاران آرش..... ای آریایی در انتظار کدامین سوار سفید پوشی که تو را به سرزمین آرزوهایت برساند ، نشسته ای !؟ به سرزمین کورش ایمان بیاور که اینجا بهشت ماست...

با نگرشی نو و در مقابل حرکت انیران ما نیز سال نو خود را با نام فرزانگان ایرانی و در نخستین گام نام کورش بزرگ نام گذاری می کنیم تا از فرهنگ پاک و مقدسمان در مقابل هجوم تازه تازی تباران جلوگیری نماییم.

سال ۳۷۴۵ بهدینی برابر با ۱۳۸۶ خورشیدی را به نام کورش بزرگ ، اولین نگارنده منشور آزادی حقوق بشر می نامیم ، این مطلب را برداشت کرده و در وبلاگ های خود قرار دهید و به همه ایراندوستان خبر دهید.

" با تشکر از مدیر وبلاگ اشوزرتشت پیامبر اهورایی ایران زمین"

 

              ما فرزندان ایران زمین سال 1386 را سال کورش کبیر نام گذاری می کنیم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 اسفند1385ساعت 11:34 AM  توسط فضانورد  | 

 

تصویری که مشاهده می کنید کتیبه ای است که از زمان هخامنشیان به یادگار مانده است. اگر کمی در آن دقت کنید در خواهید یافت که چیزی مانند ساعت به دور دستان این شخص بسته شده است. دانشمندان معتقدند که این یک نوع تقویم یا علامتی برای ارتباط با موجودات فضایی است .  

            

                  

                     کتیبه ای مربوط به دوران هخامنشیان - به شئی که به هر دو دست این مرد بسته شده دقت کنید.

 

 

 

 

همانطور که میدانید در قرن ۱۶ پس از میلاد اخترشناسان طبق نظریه بطلیموس تصور می کردند که زمین در مرکز عالم است و سایر اجرام آسمانی به دور آن می چرخند.  

این لوح  که عکس آن را در زیر مشاهده می کنید مربوط به 2500 سال قبل از میلاد مسیح می باشد و 4500 سال قدمت دارد.

در روی کتیبه شما میتوانید به وضوح ببینید که خورشید در وسط است و بقیه سیارات به دور آن مشغول  گردش هستند!

            

              لوحی یافت شده در مصر متعلق به 2500 سال قبل از میلا- در این لوح خورشید در مرکز عالم رسم شده است. 

 

مجموعه کتیبه ها و الواحی که از پرسپولیس و اهرام مصر به دست آمده  پایه گذار نظریه ایست که بیان می دارد در دوران باستان انسان های زمینی با موجودات فرازمینی ارتباطات پیچیده و متقابل داشته اند و همین عامل منجر به انتقال علوم مختلف به آنان شده است.

 

 منبع عکسها:http://www.artgomperz.com

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اسفند1385ساعت 5:27 PM  توسط فضانورد  | 

فرازمینی ها در ماه

 

 

                                                                               

 

 

.: مشاهدات نيل ارمسترانگ و ادوين الدرين اولين انسانهايي كه پا بر كره ماه نهادند :
طبق اظهارات نيل ارمسترانگ موجودات پيشرفته فرازميني داراي پايگاههايي در كره ماه هستند و وقتي اين فضانوردان براي اولين بار به كره ماه رفتند فرازمينيها هشدارهايي مبني بر ترك ماه به انهادادند. اين
فضانوردان مدت كوتاهي پس از فرود تاريخي خود بر سطح ماه در 21 جولاي 1969 بشقابهاي پرنده اي را مشاهده كردند. همچنين طبق اظهارات يكي از كارمندان ناسا بنام اتو بايندر وي مكالماتي را به شرح زير توسط دستگاههاي گيرنده راديويي وي اچ اف خود دريافت كرد كه بين فضانوردان اپولو و مركز فرماندهي در جريان بود:
ناسا: انجا چه ميبينيد؟ (مركز كنترل خطاب به اپولو11)
اپولو11:اينها خيلي بزرگند قربان! بسيار عظيم الجثه! خداي من باور نميكنيد!من به شما ميگويم كه سفاين فضايي ديگري نيز بيرون ماه هستند. انها دورتر از دهانه اتشفشان ماه در يك رديف قرار دارند.

پروفسوري معروف كه نخواست نامش فاش شود در جريان يك سمپوزيوم ناسا مصاحبه اي كوتاه با نيل ارمسترانگ داشته كه بخشي از ان بشرح زير است :
پروفسور:واقعا چه اتفاقي در جريان پرواز اپولو11 رخ داد؟
ارمسترانگ: باور كردني نبود. البته ما هميشه ميدانستيم كه امكان برخورد با بيگانگان فضايي وجود دارد.
پروفسور:منظورتان از اينكه به شما هشدار داده شده چيست؟

ارمسترانگ:نميتوانم وارد جزئيات شوم.تنها به همين اكتفا ميكنم كه انها از هر لحاظ بر ما برتري دارند. اكنون هيچ شكي در مورد وجود پايگاه در ماه وجود ندارد.
پروفسور:اما ناسا بعد ها پروازهاي ديگري را نيز به ماه داشته است.
ارمسترانگ:طبيعتا! اما ناسا در همان زمان متعهد شده بود كه ازايجاد هر گونه هراس در ميان مردم زمين خودداري كند و سفرهاي بعدي تنها يك رفت و برگشت كوتاه بود.

 

جالب است بدانيد ارمسترانگ خبري را به مركز كنترل مخابره نمود مبني بر اين كه پس از فرود كپسول فضايي در ماه انها دو شئ عجيب و بزرگ در حال مراقبت از انها بودند. اين بخش از گزارش كه ان زمان بطور مستقيم براي مردم جهان پخش ميشد سانسور گرديد و نتها ايستگاههاي معدودي در سراسر دنيا ان را رد يابي كردند. فضا نوردان از اين اشيا عكسها و فيلمهاي جالبي نيز گرفتند كه بعضي از انها فاش شده اند.

 

                                                  

                                             

 

 

.: مشاهدات سرهنگ گوردون كوپر:
سرهنگ گوردون كوپر كه يكي از معتقد ترين افراد به وجود بشقاب پرنده هاست يكي از فضانوردان فضاپيماي مركوري و اخرين امريكايي كه به تنهايي در فضا راه پيمايي كرد در15 مي 1963 توسط كپسول مركوري به فضا پرتاب شد. قرار بود وي 22 مدار را دور كره زمين طي كند.
در جريان طي اخرين مدار سرهنگ گوردون كوپر طي تماسي با مركز رهگيري سفينه در موچه آ (استراليا) اعلام نمود كه يك شئ درخشان برنگ سبز را كه بسرعت از جلو به كپسول وي نزديك ميشود مشاهده ميكند. اين شئ توسط رادار مركز رهگيري نيز رد يابي شد.
وقتي سفينه فرود امد به كليه گزارشگران تذكر داده شد كه از پرسيدن هر گونه سوال راجع به بشقاب پرنده بطور جدي خودداري كنند.
ده سال پيش از ان نيز كوپر در جريان هدايت يك فروند بر فراز اسمان المان غربي يك شئ متاليك
Sabre F-68 جت ديسكي شكل را مشاهده نمود كه قادر بود سريعتر از هرجنگنده اي در ان زمان پرواز كند و مانور هاي اعجاب انگيزي انجام دهد.
وي در يك مصاحبه ويديويي چنين ميگويد :

طي سالهاي متمادي من با يك راز زندگي كرده ام! رازي كه در قلب تمامي فضانوردان وجود دارد. اكنون ميتوانم فاش كنم كه هر روز در اكريكا رادارهاي ما قادر به ثبت اشيا پرنده ناشناخته اي هستند كه ماهيت انها براي ما نامشخص است....

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 دی1385ساعت 9:55 AM  توسط فضانورد  | 

معمایی در سیبری

                                   

                                                

 

دانشمندان روسي، بقاياي يك سفينه فضايي را يافته‌اند كه ساخته دست بشر نيست.
به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، يوري لافبن، پژوهشگر روسي و رييس موزه «شهاب‌سنگ تونگوسكا و اجسام فضايي»، از كشف دو ميله فلزي سنگين توسط تيم تحقيقاتي خود خبر داد كه مدعي است، ساخته دست بشر نيست.
روزنامه «الشرق‌الاوسط» ـ چاپ لندن ـ با اعلام اين خبر افزود: اين دو ميله در نزديكي روستاي «واناوارا» كشف شده است؛ يكي از اين ميله‌ها در عمق 5/1 متري و در ميان جسمي يافت شده كه متعلق به يك ستاره دنباله‌دار بوده و ميله دوم نيز در ميان آهن قراضه‌هاي موجود در نزديكي ريل راه‌آهن پيدا شده است.
پيش از اين نيز روس‌ها در سال 1908 ادعا كرده بودند كه در محل سقوط شهاب‌سنگ «تونگوسكا» در سيبري بقاياي يك سفينه فضايي را يافته‌اند كه ساخته دست بشر نيست.
ساكنان نزديك به محل سقوط اين شهاب‌سنگ، اين منطقه را بديمن مي‌دانند، اما آنچه كه موضوع را جدي‌تر مي‌سازد، اين است كه دانشمندان نيز وجود برخي چيزهاي بديمن در اين محل را نفي نمي‌كنند، به گونه‌اي كه برخي از اين دانشمندان مي‌گويند، در يكي از مناطق نزديك به محل مذكور در سيبري، عقربه‌هاي ساعت كندتر حركت مي‌كند و اين پديده ناشناخته‌اي است كه هنوز مطالعه و بررسي نشده است. مورد عجيب ديگر در اين محل، مشاهده اشباحي است كه به صورت آشكار حركت مي‌كنند.

دانشمندان مذكور تصريح كردند، آنان با چشمان خود ديده‌اند، افرادي كه از اين محل عبور مي‌كنند، به محض رسيدن به محل مورد نظر، نامرئي مي‌شوند و نمي‌توان آنان را ديد.

.: یکی از دانشمندان روسي مي‌افزايد:

ساكنان محلي اين منطقه تأكيد مي‌كردند كه آنان پس از جنگ جهاني دوم، در اعماق رودخانه تونگوسكا، يك‌سري قطعات فلزي صيقلي يافته‌اند كه داراي اشکال هندسی منظمی بوده و از ماده سياه‌رنگ عجيبي ساخته شده است. سپس ما به رغم آنكه از آن زمان تاكنون، طبيعت دچار تغييرات بسياري شده است، با اين حال آغاز به جستجو كرديم و سرانجام يكي از اين قطعات را يافتيم كه شكل و رنگ آن با هر ماده خام ديگر فرق دارد.
دانشمندان زمين‌شناسي گمان مي‌كنند كه اين ماده، متعلق به يك سفينه فضايي بوده كه ويژگي‌هاي مغناطيسي ندارد و قادر به تحمل گرمايي تا 3000 درجه و نيز تحمل برخورد با شهاب‌سنگ‌ها است.
اين منطقه كه قطعه مذكور در آن يافت شده و حدود 25 كيلومترمربع مساحت دارد، داراي ويژگي‌هاي خاص و استثنايي است. انسان در اين منطقه نمي‌تواند بايستد، چون احساس مي‌كند حلقه‌اي سر او را مي‌فشارد. در اين منطقه قانون حرارتي نيز صادق نيست، چراكه در روز دماي حرارت هوا به 30 درجه بالاي صفر و در شب به 7 درجه زير صفر مي‌رسد، به گونه‌اي كه آب يخ مي‌زند. سطح پرتوافكني نيز در اين منطقه نسبت به ديگر مناطق 12 الي 15 درصد كمتر از ميزان طبيعي‌اش است.
اين دانشمند روسي معتقد است، سفينه فضايي منهدم‌شده، از روي زمين بلند شده است.
وي مي‌افزايد: اين سفينه در 30 ژوئن سال 1908، يعني زماني كه انسان هنوز سفينه فضايي نداشت براي منهدم كردن يك ستاره دنباله‌دار 200 ميليون تني بلند شده و آن را در فضاي سيبري منهدم كرده، به اين ترتيب حيات بشر را نجات داده است.
لافبن در پايان مي‌پرسد: آيا اين مخلوقات غيربشري خودشان را فداي انسان كرده‌اند؟؟
گفتني است، عكس‌هاي گرفته‌شده از محل اين انفجار 8 حفره بزرگ را نشان مي‌دهد و مقادير متنابهي نيز اريديوم ـ كه يك ماده فضايي است ـ در اين محل كشف شده است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 تیر1385ساعت 9:17 PM  توسط فضانورد  | 

ملاقات هاي فرازميني در تاريخ

                                                    

                                                 

برای ان دسته از افرادی که مشاهده يوفو ها را موضوع اين عصر می دانند و انرا ساخته دست کشور های پيشرفته قلمداد می کنند نوشته ی زير جالب است :

1500 سال قبل از ميلاد : فرعون تاتموس سوم دواير پليد و نا ارام درخشاني را در پهنه اسمان نظاره مي کند.

 329 سال قبل از ميلاد : اسکندر مقدوني اعلام مي کند که هنگامي که لشگريان وي در حال عبور از رودخانه جاکارتس بودند دو شي پرنده در اسمان ظاهر شده و چندين بار به سمت لشگريانش حمله بردند به طوري که  باعث رم کردن اسب ها و فيل ها و متواري شدن سربازان گرديدند. و سربازان تا روز بعد از عبور از رودخانه منصرف گشتند. انها اين حادثه را حادثه اي شيطاني که باعث شکستشان خواهد شد پنداشتند.

 170 سال قبل از ميلاد : ناوگاني تماشايي از کشتي هاي پرنده در اسمان لانوپيوم مشاهده گرديدند.

 99 سال قبل از ميلاد : هنگامي که ليويوس تروسو مشغول خواندن اعلاميه جنگ در ابتداي شروع جنگ ايتاليا بود صداي عظيمي از اسمان شنيده شد و کره اي از اتش در اسمان شمالي در قلمرو اسپولتوم ظاهر مي شود که رنگ طلايي دارد. سپس به نظر مي رسد که بزرگ تر شده و از زمين به سمت اسمان مي رود. درخشندگي اش طوري است که خورشيد را تحت الشعاع خود قرار مي دهد. پس از ان به سمت مشرق رفته و ناپديد مي شود.

 42 سال قبل از ميلاد : از روم گزارش مي رسد که چيزي شبيه به يک نوع سلاح با صدايي عظيم از زمين بر مي خيزد و به اسمان ميرود! (ايا نوعي موشک رويت شده بود يا نوعي سفينه؟)

                                      

                                              

 

 70ميلادي : در 21 مي اين سال يک شبح شيطاني در ابعادي باور نکردني   قبل از غروب افتاب در اسمان ظاهر گشت. نيروهاي  نظامي شهرها را محاصره کردند و سلاح هايشان را به سمت اسمان نشانه رفتند.

80 ميلادي : هنگامي که امپراتور روم اگريکولا در سفر اسکاتلند بود در شبي زمستاني شعله هاي عجيبي در اسمان بر فراز جنگل کالدون مشاهده مي کند. تمام اسمان روشن شده بود و زماني که هوا صاف بود يک کشتي اسماني هر شب با سرعتي زياد در اسمان پرواز مي کرد!

 98 ميلادي :هنگام  غروب افتاب در اسمان رم صفحه اي درخشنده  ظاهر گشت و سپس به سمت مشرق رفت!

 398  ميلادي :چيزي شبيه به کره اي سوزان که شمشيري از ان خارج شده بود بر فراز اسمان شهر بيزانس مشاهده شد. به نظر مي رسيد که اين جسم پرنده از بالاترين نقطه اسمان زمين را لمس مي کرد. چيزي که تا کنون ديده نشده.

 776 ميلادي : افرادي که در بيرون کليسا ايستاده بودند دو صفحه درخشان بزرگ قرمز رنگ را بر فراز کليسا مشاهده کردند که در حال مانور بودند. بسياري از مردم با ديدن انها وحشت زده شدند و از قلعه فرار کردند!

 810  ميلادي : سنت گريگوري به نقل از الکويين منشي و مورخ شارل مگنه و مولف کتاب ويتا کارولي در قسمت سي و يکم کتابش اظهار داشته که در سال 810 هنگامي که از شهر اخن المان دور مي شده يک شي گرد و بزرگ درخشان را در اسمان مشاهده کرده که از سمت شرق به غرب پرواز مي کرده است. اين شي انقدر بزرگ بوده که اسبهاي سلطنتي رم کرده و باعث زمين خوردن و زخمي شدن شارل مگنه مي شوند!

 1235 ميلادي : ژنرال يوريتسوم ژاپني در روز 24 سپتامبر اين سال در کمپ نظامي خود بود که واقعه اي عجيب روي داد. در هنگام شب و صبح روز بعد نورهايي در اسمان مشاهده مي گردند که مانورهايي را در اسمان انجام مي دادند. ژنرال از طالع بيناني که همراه او بودند علت ان واقعه را جويا مي شود و ان ستاره شناسان دانشمند با خونسردي باشخ ميدهند که اين وقايع طبيعي هستند و وزش باد هنگام سحرگاهان باعث مي شود ستارگان در اسمان به رقص درايند!!

 1239 ميلادي : 24 جولاي – انگلستان  قبل از دميده شدن ستارگان يک شي درخشان در اسمان ظاهر شد و به نظر مي رسيد که مي تواند بروي هر دو سمت خود پرواز کند. اين جسم بزرگ ابتدا از جنوب به سمت بالا پرواز کرد و فورا با گردشي سريع به سمت شمال پرواز مي کند. ان جسم طوري پرواز مي کرد که به نظر مي رسيد با هر سرعتي که بخواهد مي تواند پرواز کند. بدين ترتيب به اعماق اسمان پرواز نمود!

 1254 ميلادي : در نميه شب هشتم ماه يک شب پر ستاره ناگهان يک کشتي عظيم در اسمان ظاهر گشت. اين کشتي مجلل با نورهاي رنگي بود. راهبان سنت البان براي مدتي طولاني اين کشتي را مشاهده کردند اما ان جسم از نظر ناپديد شد!

 1290 ميلادي : در بايلند يورک شاير شمالي در انگلستان هنگامي که راهب بزرگ و ديگر راهبان مشغول خوردن غذا بودند يک شي مسطح و دايره اي شکل نقره اي رنگ و درخشان بر فراز کليسا به پرواز درامد و باعث وحشت راهبان گرديد!

 1332 ميلادي : در ساعات اوليه شب در اگزبريچ انگلستان ستوني نوراني در اسمان مشاهده شد. اين شي از اسمان جنوب برخاست وبا حرکتي ارام به سمت شمال رفت. در جلوي اين شي عجيب دوکي شکل نوري قرمز رنگ به سمت جلو ساطع مي شد. سپس ان جسم سرعت گرفت و در اعماق اسمان ناپديد گشت!

 1492 ميلادي : ساعت 10 شب 11 اکتبر کريستوف کلمب و همسفرش پدرو گوتيرز هنگامي که بر عرشه کشتي سانتا ماريا ايستاده بودند شي درخشاني را در دوردست مشاهده کردند. اين شي در تمام طول شب چندين بار مشاهده شد و مرتبا بالا و پايين مي رفت. کريستف کلمب قبل از اينکه به خشکي برسد به مدت چهار ساعت شاهد پرواز ان شي بود.  به نظر او اين نشانه  رسيدن انها به خشکي بود!

 1528 ميلادي : مردم شهر سيژ در اوتريخت هلند با ديدن يک صليب زرد رنگ و پرنده وحشت زده شدند. چرا که انها تصور مي کردند دشمن به شهر حمله کرده است.

 1554 ميلادي : در ساعات 6 تا 8 صبح 10 مارس در فرانسه در اطراف ماه يک نقطه نوراني ديده شد که از خود نورهايي پخش مي کرد و صدايي گوشخراش داشت و مانند نوک يک پيکان به نظر مي رسيد که از يک پهلوي خود به پهلوي ديگر مي چرخيد!

 1643 ميلادي : 11 مارس اين سال وقايع نگاري به نام جان ايولين درانگلستان گزارش مي دهد که :  من نبايد فراموش کنم که چه چيز مارا در شب قبل بي نهايت و حيرت زده کرد. جسمي نوراني مانند ابر و به شکل يک شمشير که نوک ان سمت شمال بود در اسمان مشاهده شد. اين شي مانند ماه ارام بود و بقيه اسمان نيز صاف و ارام بود. اين جسم ساعت 11 شب تا 1 بامداد در اسمان ديده شد و در نهايت به سمت جنوب انگلستان پرواز نمود!

 1700 ميلادي : از تمدن سرخپوستان امريکا گزارش مي رسد که موجودات انسان گونه درخشاني وجود داشته اند که سرخپوستان را با يک لوله مخصوص!(سلاح اشعه اي) فلج مي کردند. و نيز در تاريخ اين سرخپوستان امده است که برخي از زنان سرخپوست با گروهي از اين مردان ستاره اي ازدواج کرده اند!

 1742 ميلادي : يکي از اعضاي انجمن سلطنتي انگلستان مي نويسد : در 16 دسامبر اين سال من از منطقه جيمز پارک عبور مي کردم که ناگهان نوري از پشت درختان و خانه ها از سمت غرب و جنوب به اسمان برخاست که مانند يک موشک بزرگ به نظر مي رسيد. وقتي که ان شي تا 20 درجه از ديد من اوج گرفت به حالت افقي در امده و به سمت شمال و شرق به پرواز کرد. ان شي بسيار نزديک به نظر مي رسيد و حرکتش ارام بود. من حدود نيم مايل انرا با چشمانم تعقيب کردم. يک شعله در قسمت عقب ان نمايان بود. انتهاي ان مانند رديفي از ميله هاي اهنين به نظر مي رسيد. و در يک نقطه از ان شي سيلندر مانند دنباله هاي نور ساطع مي شد. به زوري که نيمي از طول ان کاملا شفاف به نظر مي رسيد. سر ان شي به اندازه 3 درجه نسبت به قطر ان و دم ان نيز به اندازه سه درجه نسبت به طول تخمين زده مي شد.

 1790 ميلادي : از فرانسه چنين گزارش شده که در خلال تابستان يک بازرس پليس به نام ليابوف شاهد بود که يک کره نوراني بزرگ بر فراز فارملند در حال پرواز است. اين کره نوراني سپس فرود امد و مردي از ان خارج شد که به زباني نا مفهوم سخن مي گفت. بعد از اين حادثه ان کره ناگهان منفجر شد و ان مرد نيز ناپديد گرديد! اين واقعه توسط بسياري از مردم ان زمان رويت شده و به خوبي نيز ثبت گرديده است.

 1870 ميلادي : اين واقعه از دفترچه ثبت يک کشتي و از قول کاپيتان ان اف.دبليو.بنر نقل گرديده است :

ملوانان کشتي يک شي خيره کننده شبيه يک ابر را در اسمان مي بينند. ان شي شبيه به يک ابر مدور بوده که يک نيم دايره در درون ان به چهارقسمت تقسيم شده بود. محور مرکزي ان به بيرون زده بود و دوباره به عقب برگشته بود. اين شي از نقطه اي با زاويه 20 درجه نسبت به افق تا زاويه 80 درجه رفت. سپس در ناحيه شمال شرقي مستقر گرديد و گاهي در نواحي جنوب و جنوب شرقي نيز مشاهده مي گرديد. ان شي در مقابل باد به حالت مورب قرار گرفت و براي مدت نيم ساعت به اين شکل مشاهده شد و در اخر ناپديد گرديد!

این گزارشات پس از سال ۱۸۷۰ میلادی تا هم کنون ادامه دارد و اشیای ناشناس پرنده در نقاط مختلفی از جهان پیوسته موجب شگفتی و وحشت ناظران می شوند.

+ نوشته شده در  شنبه 27 خرداد1385ساعت 12:50 PM  توسط فضانورد  | 

ماشین زمان

 

                                                              

 

تاریخچه زمان

تقریبا همه آدمها شیفته ماهیت زمان هستند. هر چه برای درک آن سخت تر کوشش می کنیم اسرار آمیزتر و توهم انگیزتر جلوه می کند. آیا زمان را خود ما اختراع کرده ایم یا همواره در پیرامونمان وجود داشته است؟ آیا آینده از پیش رقم خورده است؟آیا هنوز می توان بر گذشته اثر گذاشت؟ آیا ممکن است بتوان مسیر زمان را تندتر یا کندتر کرد؟و آیا زمان آغاز و مبدائئ داشته است؟

شاید فکر کنید که برای این پرسشها پاسخهای مناسبی دارید. با ادامه مطالعه این پست در می یابید که آیا دیدگاه شما با دیدگاههای فیزیک نوین مطابقت دارد یا نه؟

                                         

 

                                               

                                           

زمان نیوتنی

نیوتن شرح داد که اشیاء به چه صورت تحت تاثیر نیروها حرکت می کنند. بر اساس تعریف او اندیشه زمان برای

مفهوم یافتن تمامی حرکتها و دگرگونیها ضروری است و لازم است که زمان به عنوان بخشی غیر قابل انفکاک از این توصیف ریاضی عالم واقع در آن ملحوظ شود.زمان نیوتنی مطلق و بی رحم است.همانند رودخانه ای که با سرعتی ثابت در همه جای کیهان جریان دارد. نیوتن زمان را به عنوان محیطی شرح داد که در خارج از فضا و مستقل از تمامی فرآیندهائی که در آن روی میدهند وجود دارد. گفته می شود که در این دیدگاه زمان به گونه ای می گذرد که گوئی یک ساعت کیهانی فرضی وجود داردکه بدون توجه به احساسات ذهنی ما در باره گذر زمان ثانیه ها ساعتها و سالها را رقم می زند. ما هیچ تاثیری بر سرعت جریان زمان نداریم و نمی توانیم آن را تندتر یا کندتر کنیم.

ولی آیا نیوتن درست می گفت؟ آیا چنین زمان کیهانی واقعا وجود دارد؟ فیزیک نوین نشان داده است که چنین نیست و در واقع آلبرت اینشتین نشان داد که وضع بدین گونه نمی باشد.

 

                                       

                                               

 

زمان اینشتینی

در سال 1905 میلادی اینشتین کشف کرد که زمان و فضا به هم وابسته اند و این واقعیت با عنوان نسبیت خاص شناخته شد. امروز در شرح های عامه پسندی که از نظریه نسبیت ارائه می شود کوشش بر این است که ذهن به این ادراک رهنمون گردد که نظریه اینشتین معادله معروف E=mc2 را در اختیار ما قرار داده است .این نکته واقعیت دارد و آنچه که مارا به عصر اتم وارد کرد خوب یا بد همین فرمول ساده بود ولی نسبیت بسیار عمیق تر از این حرفها ست.

این نظریه پیام آور انقلاب در دانش فیزیک بود و نشان داد که چگونه و به چه دلیل باید تصوراتکهن درباره فضا و زمان را دور انداخت و آنها را با مجموعه ای چنین جدید و نامانوس از تصورات جایگزین کرد – آن هم در شرایطی که هنوز نتوانسته ایم دیدگاه کهن نیوتنی را در باره زمان دگرگون سازیم. از اینجاست که اندیشه زمان به عنوان بعد چهارم نشات می گیرد.

اینشتین نشان داد که هر چیز ( یا هر کس ) که با سرعت نزدیک به نور (حدود شگفت انگیز سیصد هزار کیلومتر بر ثانیه) سفر کند ، زمان به معنای واقعی کلمه برای آن سرعتی آهسته تر خواهد یافت.  مثلا هر چه یک ساعت با سرعتی نزدیک تر به سرعت سیر نور حرکت کند زمان تیک تیک آن کوتاه تر خواهد شد.

پیش از آن که این اندیشه را به تصور این که « فقط یک فرضیه است » ، کنار بگذارید ، باید خاطر نشان کرد که این روزها کند ساختن سیر زمان در شتاب دهنده های ذرات ، به طور عادی مورد تایید قرار می گیرد. شتاب دهنده های ذرات تاسیسات آزمایشگاهی عظیمی هستند که با برخورداری از مجاری زیر زمینی چندین کیلومتری ، ذرات تحت اتمی را با سرعت هایی در حد سرعت سیر نور شتاب می دهند و از نمونه های معروف آنها می توان به شتاب دهنده CERN در سوئیس اشاره کرد.

 

                                            a view of space

 

 

با سر به سوی آینده

این اندیشه کند سازی زمان ، به مفهوم واقعی کلمه وسیله ای را برای سفر در آینده در اختیار ما قرار می دهد که چگونگی آن را در اینجا شرح خواهیم داد : فرض کنید قرار بود در موشکی که می توانست سرعت خود را تا حدود سرعت سیر نور برساند سفر کنید و مثلا به مدت چهار سال در اقصاء نقاط کیهان گشت بزنید. در این صورت هنگام بازگشت به خانه خود ، با شگفتی مواجه می شدید.

اگر تقویم شما در عرشه فضاناو نشان دهد که مثلا در ژانویه سال 2000 رهسپار فضا شده اید و در ژانویه سال 2004 بازگشته اید ، بسته به سرعت دقیق و چگونگی مسیری که در میان ستارگان پیموده اید ممکن است دریابید که تاریخ بر حسب زمان زمینی سال 2040 میلادی است و همه کسانی که روی زمین زندگی کرده اند چهل سال مسن تر شده اند. همچنین ممکن است آنها هم به همین میزان از دیدن این که شما پس از این همه سال دوری ( البته از دیدگاه زمانی آنها ) تا این حد جوان مانده اید ، دچار شگفتی شوند. به این ترتیب داخل فضاناو چهارسال گذشته است در حالی که ساعت های روی زمین چهل سال کار کرده اند. این امر به مفهوم آن است که شما به هر دلیل و مقصودی ، سی و شش سال در زمان ، به سوی آینده جهش کرده اید. در این مثال شمار سالیان سپری شده در عرضه موشک و روی زمین به دلخواه انتخاب شده است. در واقع اگر کشتی فضایی شما بیشتر و بیشتر به سرعت سیر نور نزدیک شود شما متوجه خواهید شد که هزاران یا حتی میلیون ها سال از زمان آغاز سفر شما ،  روی زمین سپری شده است.

این اثر که اتساع زمان نام دارد در آزمون های مختلف تا حد اکثر دقت ، مورد آزمایش و تایید قرار گرفته است. دانشمندان دو ساعت اتمی بسیار دقیق را با هم تنظیم کرده و سپس یکی از آنها را در یک هواپیمای جت و دیگری را روی زمین قرار داده اند. پس از بازگشت هواپیمای جت ، آنان مجددا هر دو ساعت را با دقت نگاه کردند . مشخص شده است که ساعت سفر کرده ، نسبت به همتای خانه نشین خود به میزان کسر کوچکی از ثانیه عقب مانده است . این در حالی است که هواپیمای جت فقط با سرعت چند هزار کیلومتر در ساعت سفر می کند که چندین میلیون بار کنرد تر از سرعت نور است . از این رو تفاوت میان ساعت ها بسیار جزئی و تقریبا ناچیز است. با این حال ، تفاوت مذکور واقعیت دارد و ساعت های اتمی چنان دقیق عمل می کنند که ما درباره ارقام نشان داده شده توسط آنها و نتایج حاصل از این مقایسه هیچ تردیدی نداریم که :

حرکت با سرعت های بالا موجب سفر به آینده می شود. .

                                                  

 

                                            spaceship-p7    

 

گذشته ها گذشته اند

    سفر به گذشته بسیار دشوار تر می نماید خیلی از مردم از اینکه سفر در زمان به سوی جلو آسانتر از بازگشت به عقب در آن است متعجب می شوند . دست کم ممکن است فکر کنید که اندیشه سفر به آینده مضحک تر بنظر می رسد. شاید گذشته کاملا دور از دسترس باشدولی حداقل گذشته به نحوی موجودیت یافته و واقع شده است. در حالی که آینده هنوز روی نداده است. چگونه می توان شاهد زمانی بود که هنوز روی نداده است؟با این حال سفر در زمان بسوی آینده و به وسیله سرعت زیاد مستلزم این نیست که آینده در جائی به انتظار دیدار ما باشد. مفهوم آن این است که ما از چهار چوب زمانی دیگران خارج می شویم و به چهار چوبی قدم می گذاریم که سیر زمان در آن کندتر است.زمانی که ما در چنین حالتی قرار می گیریم زمان در خارج از چهار چوب زمانی ما با سرعت بیشتری سپری می شودو آینده با سرعتی زیادتر فرا می رسد.وقتی که ما به چهار چوب زمانی اصلی خود باز می گردیم سریعتر از هر کس دیگری به آینده رسیده ایم.

    از سوی دیگر مثالهای ذهن آزار بسیار وجود دارد که نشان می دهد اگر سفر در زمان به گذشته امکان پذیر بوددر آن صورت چه وقایع مضحکی ممکن بود روی دهد. برای مثال اگر ما می توانستیم یک سال در زمان به عقب برویم و خودمان را که در آن زمان جوانتر بوده ایم بکشیم چه اتفاقی می افتاد ؟آیا وقتی خود جوانتر شما نقش بر زمین می شد شما هم مثل حبابی که می ترکد از صحنه گیتی محو می شدید ؟ و اگر شما در سال گذشته کشته شده باشید چه کسی شما را به قتل رسانده است؟ می دانم که این حرفها کمی دور از عقل بنظر می رسند ولی بیانگر یک پارادوکس معروفند.در باره آن بیندیشید .ظاهرا شما نمی توانید خودتان را کشته باشید زیرا برای آنکه خود کشی کنید باید از خود کشی جان سالم بدر برده باشید.

    آنچه که باید در باره سفر به گذشته بیاد داشته باشید این است که شما تا حدی مجاز به مداخله در تاریخیدکه نتیجه کار همان که هست از آب درآید.شما نمی توانید گذشته را دگرگون کنید. اصولا برای بازگشت به گذشته دو راه وجود دارد. یکی معکوس شدن سیر زمان به گونه ای که عقربه های ساعت مچی شما در خلاف جهت عادی گردش کنند که این امر مستلزم دستیابی به سرعتهای بالاتر از سرعت سیر  نور است و برای ما قابل حصول نیست. آنچه در این مقاله مورد بحث قرار گرفته است این نوع از سفرهای زمانی نیست. راه دیگر سفر به گونه ای است که شما به ظاهر در زمان رو به جلو حرکت می کنید( ساعت مچی شما در جهت عادی کار می کند )ولی حرکتتان در امتداد مسیری از فضا – زمان که تاب برداشته است انجام می شود به گونه ای که این مسیر شما را به گذشته خودتان می برد . مثل قطارهای شهر بازی که روی ریلهای پیچ و تاب دار حرکت می کنند. در فیزیک به اینگونه مسیرهای حلقوی منحنی های بسته زمان مانند می گویند که در سالهای دهه 1990 موضوع پژهشهای نظری پیگیر و فراوانی بوده اند. آنچه که شاید به نظر شما شگفت انگیز باشد این است که تا 50 سال شهرت داشت که معادلات نسبیت عام اینشتین وجود اینگونه حلقه های زمانی را ممکن می دانند. در سال 1949 میلادی کورت گودل ریاضیدان آمریکائی نشان داد که اینگونه سفرهای زمانی به گذشته از دیدگاه نظری امکان پذیر می باشند .ولی فقط همین. اینکه امری تنها از دیدگاه نظری امکان پذیر باشد به مفهوم آن نیست که در عمل هم امکان پذیرمی باشد. و بالاخره اینکه ممکن است نظریات ما هم غلط یا ناقص باشند.

   

                                                  

                                              a spaceship

 

هیچ چیز تغییر نمی کند          

   نتیجه دیگر نظریه نسبیت اینشتین این است که باید فضا- زمان را به عنوان یک قالب ایستای چهار بعدی که تمام زمانها درون آن حالت جمود وجود دارند در نظر گرفت. برای ما کاملا آسان است که کل فضای سه بعدی را به صورت یک حجم احتمالا محدود به ذهن درآوریم. ولی وجود زمان به عنوان محور چهارم مارا ملزم به تجسم یک حجم چهار بعدی می کند که انجام این کار برای مغز بیچاره ما غیر ممکن است. در این صورت تمامی زمانها اعم از گذشته حال و آینده تنها نقاطی هستند که در امتداد یک محور ایستا قرار گرفته اندو همگی با هم داخل این قالب کیهانی چهار بعدی جای دارند. اینجا و اکنون ما تنها نقطه ای در داخل این قالب است.

  این نکته بسیار عجیب و غریب می نماید زیرا به مفهوم آن است و هر آنچه که روزگاری در آینده قرار است روی دهد در همانجا منتظر است تا ما روزی به آن برسیم! به این ترتیب در حالی که نیوتن ادعا می کرد که زمان در جریان می باشد.

 اینشتین به ما آموخت که تصور جریان داشتن زمان توهمی بیش نیست . زمان اصولا جریانی ندارد بلکه تنها می توان گفت که هست .  

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 اردیبهشت1385ساعت 3:23 PM  توسط فضانورد  | 

     

     

 

     

 

      

 

     

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 فروردین1385ساعت 4:56 PM  توسط فضانورد  | 

مطالعات فوق سری آمریکا

اين تصوير فريمي است متعلق به يك قطعه فيلم معروف و جنجالي به مدت ۲ دقيقه و ۵۵ ثانيه كه توسط فردي كه خود را ((ويكتور)) معرفي كرده است و به صورت مخفيانه از پايگاه فوق سري (گروم ليك )واقع در منطقه ۵۱ مكاني كه به گفته بسياري از محققين مركز ازمايش هاي سري دولت امريكا در رابطه با بشقاب هاي پرنده است خارج شده است. در اين فيلم از يك موجود فرازميني - از نژاد خاكستري ها - تحقيقاتي به عمل مي ايد.

 


ویکتور اذعان كرد چنانچه هويت اصلي او فاش شود بلافاصله توسط دولت به قتل خواهد رسيد. (ادعاي وي درست بود چرا كه بسياري از كساني كه اقدام به افشاي اين مسايل كرده اند توسط دولت ايالات متحده به قتل رسيده اند.)او به بسياري از شبكه هاي خبري مراجعه كرد تا فيلم را براي عموم پخش كنند. ابتدا به شبكه خبري فاكس Fox TV مراجعه نمود. اما ان شبكه به علت مشكلاتي كه قبلا به خاطر پخش فيلم مستند كالبد شكافي موجود فرازميني برايش به وجود امده بود از قبول ان فيلم سر باز زد. ان مشكلات بخاطر ان بود كه پس از پخش فيلم جنجالي ميان موافقان و مخالفان ان فيلم به پا خاست و باعث شد اعتبار شبكه فاكس در نظر مخالفان صحت فيلم خدشه دار شود. و كمپاني فاكس نمي خواست بار ديگر متهم به دروغ پراكني شود. ضمن ان كه پخش چنين اخباري براي شبكه هاي معروف امريكا خشم دولت ان كشور را برايشان به ارمغان مي اورد.سر انجام شبكه اي مستقل در لوس انجلس به نام Rocket Home Pictures قبول كرد كه در حضور يك كارشناس بشقاب هاي پرنده - ديويد مورتون - ان را براي عموم پخش كند . پس از پخش فيلم مورتون فيلم را براي بينندگان اينگونه تحليل مي كند: 

    فيلم صامت در محيطي نيمه تاريك فيلم برداري شده است. نيم رخ دو مرد نمايان است كه يكي از انها يونيفرمي نظامي با يك درجه ستاره روي اپل شانه اش به تن دارد. و يك نفر ديگر كه صورت خود را پوشانده و دست وي در تصوير مشخص است و به نظر مي رسد كه يك پزشك است. انها در محلي نشسته اند كه سيمها ميكروفونها و وسايل پزشكي در ان اتاق به چشم مي خورد. نورهاي ضعيفي نيز روي يك دستگاه چشمك مي زند كه به نظر ميرسد ضربان يك قلب ضعيف را نشان مي دهند. كل صحنه از پشت يك ديوار شيشه اي فيلم برداري شده است. طرف ديگر ميز موجود كوچك قهوه اي رنگي با سر بزرگ و چشمان سياه وجود دارد كه چهره او براي هزاران نفر از ربوده شدگان اشناست. يك فرازميني! وي سپس با بيان چند نشانه در حركات ان موجود احتمال بيمار بودن ان را مطرح مي سازد. ان گونه كه از چهره ي وي پيداست دچار نوعي ناراحتي نيز مي باشد.

 وي ادامه مي دهد : پوستش صورتي مايل به قهوه ايست اما قسمت سر ان موجود بنفش رنگ است و اثراتي از كوبيدگي روی ان ديده مي شود به طوري كه احتمالا از نوعي ناراحتي در قسمت جمجمه رنج مي برد. فيلم ادامه پيدا ميكند و در ادامه شاهد نوعي تشنج شديد در ان موجود مي شويم. در لحظه اي از فيلم دهان ان موجود به خاطر اعمال پزشكان باز شده و مقداري از محتواي اب دهانش به بيرون ميريزد. در اين لحظه دستگاه نمايش ضربان قلب ان موجود ناگهان به طرز عجيبي يك نوسان شديد را نشان ميدهد. در اين لحظه مردي كه لباس نظامي به تن دارد علامتي مي دهد و دو پزشك ديگر بلافاصله به كمك مي ايند. اين قطعه فيلم ناگهان در قسمتي كه پزشكان مشغول مداواي ان موجود هستند به پايان مي رسد

واقعي يا دروغي؟

صحت اين فيلم از نظر افراد مختلف متفاوت است. بسياري ان را حقيقي مي دانند و بسياري نيز جعلي. ديويد مورتون پس از ديدن فيلم متقاعد شد كه فيلم حقيقي است به خاطر تطابق و همخواني فيلم با اظهارات ربوده شدگان.
ان موجود شباهت بسياري به موجوداتي دارد كه ربوده شدگان تحت هپينوتيزم شكل و شمايلشان را باز گو كرده اند. اين نوع معروف از فرازميني ها كه براي تمامي يوفولوژيست ها اشناست به خاكستري ها (
grey) معروفند . نشانه بعدي كه صحت فيلم را تقويت مي كند اطلاعاتي است كه پايين فيلم به نمايش دردر مي ايند .

DNI/27 و سمت راست ان اعدادي كه به نظر مي رسد براي نشان دادن ساعت و دقيقه و ثانيه به كار مي روند DNI ممكن است به كلمه (اداره اطلاعات نيروي دريايي- Department of Naval Intelligence) دلالت كند . بخشي كه در منطقه ۵۱ مشغول به كار است و بسياري از مردم از فعاليت هاي ان و حتي وجود ان بي اطلاعند . ضمن اين كه جورج ناپ خبرنگار تلويزيون هم زماني كه جنجال باب لازار به راه افتاد(باب لازار از جمله دانشمنداني بود كه مستقيما روي پروژه يوفو ها كار ميكردو سپس تمامي اطلاعات خود را منتشر كرد و باعث جنجال بزرگي شد.) براي روشن شدن ادعاهاي باب لازار چكهايي را كه به او طي مدت زمان كار كردن در منطقه ۵۱ داده شده بود طي يك برنامه تلويزيوني نشان داد كه روي تمام انها مهر DNI خورده بود. اين مساله نيز صحت وجود چنين بخشي را در منطقه ۵۱ افزايش مي دهد.                    

حالا مي رسيم به ويكتور. كسي كه به هيچ عنوان از ترس كشته شدن هويت خود را فاش نكرد. سوالي كه مطرح مي شود اين است كه وي چگونه توانست اين فيلم را با وجود كنترل شديد از ان محل خارج كند؟ تهيه كننده برنامه اي كه فيلم را براي عموم پخش كرد مي داند كه ويكتور چگونه فيلم را از پايگاه خارج كرد. ويكتور به وي گفته بود كه او برنامه ريزي دقيقي انجام داد تا در لحظه اي كه كسي نظارتي بر رويش ندارد فيلم ها را از روي نوار به سي دي و دي وي دي كپي كند. ضمنا وي عمدا صداي فيلم را حذف كرده تا مبادا هويت و امنيت خود و كساني كه در فيلم نمايش داده مي شوند به خطر افتد.

وي ضمنا به تهيه كننده برنامه گفته بود كه مردي كه در اكثر صحنه هاي اين فيلم كنار ان موجود ايستاده و دستش را به سمت سر خود مي برد تله پات نيروي نظامي بوده كه با حضور خود در انجا برقراي ارتباط تله پاتيكي براي كمك به ان موجود را به عهده داشته است!(اين نكته كه موجودات فرازميني با تله پاتي ارتباط برقرار مي كندد امري حتمي و پذيرفته شده است.)

چون در فيلم ضعف و بيماري ان موجود كاملا اشكار بود براي همين تهيه كننده برنامه از ويكتور راجع به اين كه ايا ان موجود پس از ان واقعه مرده يا خير سوال كرد. ويكتور جواب داد مطمئن نيستم. همين قدر مي دانم كه ديگر از ان موجود براي تحقيقات علمي و مصاحبه استفاده نكردند!

و در پايان طبق اظهارات ويكتور صداهاي اين فيلم كه وي بنا به دلايلي انها را حذف كرده علاوه بر امنيت خود و ديگر افراد مشاهده شده در فيلم اين است كه طي انجام اعمالي بر روي ان موجود سعي مي شود اطلاعات تكنولوژيكي و فني نيز از ان به دست ايد. كه خود ويكتور يا انها را نمي دانسته يا نمي خواسته بگويد. ضمنا اين مساله كه ايا ان فرازميني به ميل خود انجا بوده يا از سانحه ي سقوط بشقاب پرنده اش جان سالم به در برده است نيز نا معلوم است.                                                              

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 بهمن1384ساعت 3:56 PM  توسط فضانورد  | 

ربوده شدگان در تسخیر

 

سلام به همه ی دوستان خوبم. از این که نزدیک به شش ماه هست  این وبلاگ به روز نشده واقعا شرمنده هستم. خیلی خیلی متشکرم از دوستانی که لطف کردند و نظرات خودشون رو برای من نوشتند. واقعا خوشحالم که وبلاگ چنین خوانندگانی داره. مطلبی که در این پست می خونید رو چند روز پیش توی وبلاگی مطالعه می کردم و از اونجایی که برام جالب بود اینجا کپی کردم تا عده ی بیشتری بخونند.(من مطالب زیادی برای نوشتن دارم اما متاسفانه فرست تایپ کردنش نیست) 

 

سالهاست که بسياری از انسان ها با مراجعه به سازمان های تحقيقاتی يا روانکاوان حکايت ربوده شدن خود را توسط فرازمينی ها نقل ميکنند و طی هیپنوتيزم تمام خاطرات خود را طی زمان ربوده شدن به ياد می اورند. ربوده شدگان از مليت های گوناگون هستند اما اظهارات مشابهی ميکنند که بسيار حيرت انگيز است. در اکثر موارد حافظه ربوده شده (از زمان ربوده شدن تا بازگشت) پاک می شود.

حال اگر هر کدام از شما بعضی از اين نشانه ها را در خود ميبينيد. بهتر است به سازمان های مطالعاتی در باره موجودات فرازمينی مراجعه کنيد تا مورد ازمايش قرار بگيريد. بعضی از اين نشانه ها به تنهايی حاکی از ربوده شدن شما توسط فرازمينی ها است و بعضی ديگر نياز مند به وجود نشانه های بيشتری است.ضمن اينکه ممکن است بعضی نشانه ها را کسی داشته باشد اما ربوده نشده باشد. و تنها موارد بيماری باشد.
بعضی از این نشانه ها ممکن است غیر واضح یا درک نشدنی باشند. که برای توضیح انها باید گفت ان نشانه ها فقط برای کسی که ان را دارد قابل درک است.

1. از دست دادن زمان به مدت يک ساعت يا بيشتر بدون اينکه بتوانيد برای ان علتی بيابيد. (برای مثال راننده ای ساعتی را در بی خبری می گذراند و وقتی به خود می ايد خود را مايل ها دور تر از مکان اوليه می يابد.)

2. ايا در رختخواب خود دچار نوعی فلج شده ايد؟ در حالی که احساس ميکنيد موجودی در اتاق تان است؟

3. داشتن زخم ها يا نشانه های غير عادی روی بدن که علتی برای ان نيافته ايد. (برای مثال جای کنده شدگی روی پوست - زخم هايی به صورت خط مستقيم - زخم های مثلثی شکل - زخمی روی سقف دهان يا بيني - جای زخم يا بر امدگی زير يا داخل گوش و ... )

4.د يدن نور های نورانی به صورت نور يا برق های ناگهانی در خانه يا محل ديگر.

5. داشتن خاطره ای از پرواز بالای سطح زمين در حالی که ميدانيد رويا نيست و يا خواب ديدن بيش از اندازه پرواز کردن.

6. داشتن تصويری که ناخوداگاه در حافظه تان است و نميتوانيد ان را فراموش کنيد (مثل صورت يک فرازمينی - فرايند ازمايش بر روی انسان - يک سوزن جراحی - يک ميز جراحی - بچه پوست و استخوانی و لاغر! يا ... )

7. ديدن اشيای نورانی کوچک بيرون خانه تان يا در حال وارد شدن از پنجره اتاق تان.

8. ديدن خواب های زياد در مورد بشقاب پرنده ها - نورهای رنگارنگ و موجودات فرازمينی.

9. ديدن يک منظره جالب و شوک بر انگيز از بشقاب پرنده ها يا ديدن چند باره انها در طول زندگيتان.

10. داشتن نوعی هشياری و اطلاعات زياد در مورد کيهان و عالم هستی و علاقه به انسان شناسی و کنجکاوی در رفتار انسان ها - علاقه به مطالعه محيط - گياه خواری - و داشتن هشياری اجتماعی.

11. احساس قوی در مورد داشتن يک ماموريت يا انجام يک کار بزرگ يا شبيه به اين ها بدون اينکه بفهميد اين اجبار از کجا ناشی مي شود.

12. داشتن احساس مرموز در مورد اينکه شما انسان بخصوص يا يک ((انتخاب شده)) هستيد.

13. اتفاق افتادن وقایع غير طبيعی در طول زندگیتان که نميتوانید توضيح دهید و احساس اضطراب پس از ان.

14. داشتن توانايی زياد روحی. برای مثال دانستن اينکه اتفاقی قرار است بيفتد قبل از اينکه ان حادثه پيش ايد.

 

15. دیدن دو چشم خيره در رویا. مانند چشم حيوانات (جغد - اهو ) يا داشتن خاطره ای گنگ در مورد اينکه حيوانی به شما نگاه می کند و ترس از چشم پس از ان!

16. نمیه شب از خواب پريدن با وحشت و اضطراب زياد.

17. عکس العمل شديد وقتی تصوير يک فرازمينی را ميبينيد. اعم از خوشحالی يا نفرت از ان.

18. داشتن ترس زياد و غير قابل توضيح. (برای مثال از ارتفاع - مار ها - عنکبوت ها - حشرات بزرگ - صداها ی بلند - نورهای درخشنده - امنيت شخصی يا تنهايی)

19. داشتن تبحر در حل کردن مشکلات به تنهايی.

20. ديدن فلج شدن يا بيحرکت ماندن شخصی که کنارتان است يا کنارتان خوابيده.

21. داشتن خاطره از وجود مکان مخصوصی که معانی روحی برای شما داشته در بچگی.

22. بودن شخصی در زندگيتان که ادعا ميکند در نزديکی شما يک سفينه يا يک موجود عجيب ديده و پس از ان شما برای مدتی مفقود شده ايد.

23. قطرات خون يا لکه های عجيب روی ملافه يا بالش تان در حالی که سابقه نداشته.

24. علاقه زياد به موضوع بشقاب های پرنده و موجودات فرازمينی يا مطالعه زياد درباره ان ها.

25. نفرت بيش از حد در مورد موضوع بشقاب های پرنده و موجودات فرازمينی ها بطوری که نمی خواهيد در باره شان بحث کنيد.

26. ناگهان مجبور شده ايد به سمت مکان ناشناخته ای رانندگی - يا پياده روی - کنيد.
(بعضی از ربوده شدگان اظهار کرده اند تا اخرین لحظات نمی خواسته اند به محلی که ربوده شده اند بروند اما نیرویی انها را مجبور کرده بدون اینکه خوشان بخواهند.)

27. داشتن احساس اينکه تحت نظر هستيد و به مدت طولانی شما را نگاه مي کنند. بخصوص در شب

28. ديدن يک رويا يا خواب که داريد از يک پنجره بسته يا ديوار مايع مي گذريد.

 

29. ديدن مه يا دود عجيب در مکانی که نمی تواند وجود داشته باشد.

30. شنيدن صداهای عجيب وزوز يا صداهای ضربان دار بدون اينکه بفهميد منشا انها کجاست؟

31. خون دماغ شدن بطوری که قبلا سابقه نداشته يا بيدار شدن از خواب در حالی خون دماغ شده ايد.

 

32. داشتن مشکل و درد در کمر یا گردن. یا بیدار شدن در حالی که بدنتان سخت شده و قادر به خم کردن اعضا نیستید.

33. داشتن سینوزیت مزمن یا بیماری های بینی.

34. احساس اینکه اطراف بدنتان میدان الکترونیکی دارید که به طرز عجیبی عمل میکند. ( برای مثال وقتی از کنار تیر چراغ برق رد می شوید خاموش میشود. یا وقتی به تلویزیون یا رادیو نزدیک می شوید تحت تاثیر بدنتان قرار می گیرند.)

35. دیدن یک پیکر روپوش دار نزدیک منزل یا کنار تختخواب تان.

36. صداهايی تکرار شونده گاه و بيگاه در گوشتان مي شنويد. بخصوص در يک گوش.

37. داشتن ترس غير عادی از پزشک و خودداری از درمان کردن و مصرف دارو.

38. داشتن بی خوابی يا اختلال در خوابيدن.

39. ديدن خواب و رويا در مورد پزشکان و اعمال انها.

40. سردرد های متوالی و گاه و بيگاه. بخصوص در سينوس ها - يکی از چشم ها يا گوش ها

41. داشتن توانايی های فوق طبيعی مثل دریافت ناگهانی يا داشتن بصيرت.

42. تمايل به داشتن رفتار های اعتياد اور.(تکرار زياد بعضی از اعمال)

43. دريافت پيام های تله پاتيکی از فرازمينی ها.

44. شنيدن صدايی خارجی که از درونتان با شما سخن می گويد. به شما دستور ميدهد يا شما را راهنمايی می کند.
45. از گنجه يا کمدتان ميترسيد.

 

46. احساس اين که بايد خيلی هشيار باشيد و یا ((کسی)) شما را خواهد گرفت.

47. خيلی سخت به افراد اعتماد مي کنيد.

48. ديدن خرابی و ويرانی در يک رويا. (عده ای از ربوده شدگان اظهار داشته اند موجودات فرازمينی با نشان دادن تصاويری از نابودی زمين به انها هشدار داده اند که انسان ها باید مراقب محيط زيست زمين باشند.)

49. احساس اينکه نمي بايست در مورد موضوع بشقاب پرنده ها يا موجودات فرازمينی صحبت و یا حتی فکر کنيد.

50. حساس اينکه بعضی از اين نشانه ها را داريد اما خاطره ای از فرازمينی ها يا ربوده شدن توسط انها در ذهنتان نيست.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1 بهمن1384ساعت 5:24 PM  توسط فضانورد  | 

 

قدرت و مانور باور نکردنی یک بشقاب پرنده

در سال 1990 یک بشقاب پرنده مثلثی شکل در شرق بروکسل ظاهر شد و پس از مشاهده ی آن دو فروند جنگده ی اف 16 برای تعقیب آن اعزام شدند. اما متاسفانه این تعقیب و گریز بدون نتیجه پایان یافت.در حین این عملیات حادثه بسیار حیرت انگیزی رخ داد:

خلبانانی که بشقاب پرنده را تعقیب می کردند اظهار داشتند که آن در مدت زمان یک ثانیه از ارتفاع 7000 فوتی (2000) به ارتفاع 600 فوتی (180 متری) سقوط کرد و در آن ارتفاع به پرواز خود ادامه داد!!!

::. این تغییر فشار ناگهانی فشاری برابر 40 جی (40 هزار برابر جاذبه ی زمین) به بشقاب پرنده وارد می کند. {جالبه بدونیم حداکثر فشاری که فضانوردان تا به امروز تجربه کرده اند 6/3 جی بوده که تازه به تدریج بر اونها وارد می شده نه یک باره و در عرض یک ثانیه! }

دانشمندان و کارشناسان با تحقیقات آزمایشگاهی پیش بینی می کنند که اگر دانش بشری بسیار پیشرفت کند و بتواند شرایط اضطراری را مهیا کند انسان قادر خواهد بود 8 جی فشار را تحمل کند.{در این فشار بدون تهیه شرایط و تجهیزات پیشرفته تمام ارگان ها داخلی بدن انسان از هم می پاشد و متلاشی می شود.}

کارشناسان می گویند : از نظر مقاومت فلزات در برابر فشار هیچ هواپیمایی قادر نیست بیشتر از 15 جی فشار را تحمل کند که آن هم مستلزم تجهیز بدمه ی هواپیما با آلیازی است که تا کنون ساخته و آزمایش نشده است.در عین حال مشاهده شده که بشقاب پرنده ها تا 400 جی فشار را هم می توانند تحمل کنند!

 ::. از طرفی این تغیر ارتفاع ناگهانی بشقاب پرنده از یک بعد دیگر هم قابل مطالعه است.بشقاب پرنده در زمان تنها یک ثانیه از ارتفاع 7000فوتی به 600 فوتی سقوط کرد. یعنی با سرعت حیرت انگیز 6500 کیلومتر در ساعت!! در چنین سرعتی در اثر برخورد هوا با بدنه ی هواپیما 4500 درجه گرما حاصل می شود. هیچ فلزی نیست که بتواند چنین دمایی را تحمل کند. بدنه ی هواپیما از هر فلزی که باشد اگر در این سرعت پرواز کند بدنه ی آن ذوب می شود. ضمن این که هیچ هواپیمایی تا کنون ساخته نشده که بتواند به چنین سرعتی دست یابد.

 

 نتیجه...

از موارد فوق می توان دو نتیجه گیری کرد :

1- جنس این بشقاب پرنده از فلزی است که در کره ی زمین یافت نمی شود.

2-سیستم حرکتی آن فوق العاده پیشرفته است به طوری که از ایجاد اصطکاک بین هوا و بدنه ی هواپیما جلوگیری می کند.یکی از فرضیه های جالب در باره ی سیستم حرکتی آنها این است که این بشقاب ها مجهز به مولد پرتوی کاتدی می باشندو مولکولهای هوای اطراف سفینه را یونیزه می کنند. به این ترتیب در اطراف بشقاب پرنده خلاء ایجاد می شود .بنابر این دیگر اصطکاک معنایی ندارد و سفینه می تواند با سرعت سرسام آوری به حرکت در بیاید.در واقع با این کار بشقاب پرنده یک سپر نامرئی در مقابل هجوم ذرات هوا برای خود می سازد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 شهریور1384ساعت 3:43 PM  توسط فضانورد  | 

COMMUNION A TRUE STORY...

حقیقتی از آن سوی حقایق

مطالبی که در این پست می خونید ترجمه ی بخش کوتاهی است از کتاب COMMUNION A TRUE STORY نوشته ی واتیلی استیربر Whitley Strieber-- که جنجال بر انگیز ترین و پر فروش ترین کتاب سال 1989 شناخته شد.این کتاب شرح حوادثی بسیار عجیب و باورنکردنی است که برای نویسنده ی آن اتفاق افتاده است. او ادعا می کند که قبل ها برخوردی خودمانی و شگرف با موجوداتی با هوش و غیر زمینی داشته است.

به گفته ی واتیلی استیر بر (نویسنده ی کتاب) در ابتدای این جریانات گاهی می اندیشیده که شاید در قدرت تفکر و مغزش اختلالاتی ایجاد شده باشد !! و برای حل این معما به سه پزشک و روانشناس ماهر مراجعه کرد و یکایک آنها با سوالات و آزمایش های پی در پی خود به این نتیجه رسیده اند که انسانی همانند میلیون ها انسان دیگر است و ازنظر عصبی و روانی در سلامت کامل به سرمی برد. همچنین پزشکان برای اطمینان بیشتر از متخصصی که بیش از سی سال تجربه ی کاری داشت استفاده کردند و او را با دروغ سنج های پیشرفته مورد آزمایش قرار دادند و بی هیچ شکی ازتمامی این امتحانات سر بلند و پیروز بیرون آمده !

 

واتیلی استیر بر در ابتدای این کتاب این گونه آغاز می کند:

این حکایت انسانی است که تلاش می کرد با حمله هایی از سر عصیان با واقعیت ناشناخته پیکار کند . نمی دانم که چگونه این سرگذشت حقیقی و غیر قابل تصور را به رشته ی تحریر در آورم تا بی هیچ تعصب و تانی خاطری به خوانندگان این کتاب منتقل سازم.

 

 او می گوید :

من خود معترف هستم که قبل ها از آن دسته انسان هایی بودم که هیچ اعتقادی به اجرام ناشناخته و پرنده نداشتم و همواره هم این فرایند ها را به چشم ناشناخته های ساختگی  می دیدم و نیز معتقد بودم که آنان حاصلی از اندیشه های نادرست و حتی ریشه هایی از خیالات آدمی می باشند. ولی اینک نمی دانم که اینان را تحت چه القابی بر زبان آورم.

همین Visitor ها (دیدار کننده ها) بودند که به راحتی وارد زندگی شخصی  بی تفاوت شده و در برابر دیدگان او هزاران ترفند پیاده کرده اند.

پس از سپری شدن زمانی نسبتا دراز با چندیدن شخص دیگر هم ارتباط پیدا کردم و همه ی آنها هم دارای تجاربی همانند من در این زمینه بودند.اکثریت این افراد دارای روحیه ای قوی بوده و به قشری خاص از جامعه تعلق نداشته اند.افرادی بر خاسته از همین سرزمین که مشاغلی مختلف چون پلیس محقق کارمند دولت و غیره را دارا بودند و تنها نقطه ی اشتراک بینشان همانا طرز فکر همسانشان بود و بس.

 

...چیزی که به یقین می توان گفت این است که در تمامی این رویداد ها شاهد عینی هم وجود داشته و تاثیرات فیزیکی این رقم از حوادث نیز به قسمی بوده که به راحتی نمی توان آنها را از یاد برد. تمامی حوادث روی داده در این محور همگی حاکی از آنند که Visitor ها واقعا وجود دارند و اگر هم چنین نباشد حداقل می توان اعلام داشت که ضمیر آدمی قادر به آفرینش موضوعاتی است که مسلما به حقایق ناشناخته ای نزدیک می باشد.منتهی با این اختلاف که علم امروزی عاجز از درک آن می باشد.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 شهریور1384ساعت 5:7 PM  توسط فضانورد  | 

شاهدان عینی از فرود یک بشقاب پرنده در روسیه سخن می گویند!!

 

مسکو...خبر گذاری جمهوری اسلامی10/05/84

شاهدان عینی در شهر "تالیاتی" واقع در منطقه ولگای روسیه می گویند شاهد فرود آمدن یک شئ نورانی بودند که شباهت زیادی به بشقاب پرنده داشت.

شبکه دوم تلویزیون روسیه روز دوشنبه در گزارشی از محل فرود آمدن شئ پرنده ناشناس گفت :"شواهد موجود فرود آمدن یک شئ نا معلوم را در این نقطه ثابت می کند."

منطقه مذکور که سبزه زاری در حومه این شهر است در نزدیکی یک مجتمع مسکونی قرار دارد.

در محلی که به گفته شاهدان شئ ناشناس فرود آمد در دایره ای به قطر حدود 50 متر سبزه ها و گل ها نابود شده یا تغییر رنگ داده اند.

در پیرامون این دایره سه خط مدور قرار گرفته که بخشی از محیط آن را در بر می گیرد و شکل هندسی مرموزی دارد.(رجوع کنید به پست قبل...دوایر گندم!!!!!)

کارشناسان با آزمایش باقیمانده سبزه ها و گلهای داخل محدوده دایره به این نتیجه رسیدند که گیاهان تحت تاثیر انرزی ناشناخته ای قرار گرفته اند و رنگ آنها تیره تر از گیاهان اطراف شده است.

در حالی که شاهدان عینی تاکید دارند از نزدیک شاهد فرود این شئ ناشناس و پرنده بوده و مطمئن هستند که یک بشقاب پرنده بود...برخی از ساکنان منطقه موضوع را خیال پردازی می دانند.

رسانه های خبری روسیه چندین بار از پرواز اشیای پرنده ناشناس در مقاط مختلف روسیه خبر دادند.

دوستان عزیز برای اطمینان از واقعی بودن این خبر می توانند با کلیلک بر روی آدرس زیر به سایت خبر گزاری جمهوری اسلامی مراجعه کنند.(سایت خبر گزاری ایرنا)

http://www.irna.ir/fa/news/view/menu-152/8405101178171729.htm

 

+ نوشته شده در  جمعه 21 مرداد1384ساعت 3:37 PM  توسط فضانورد  | 

ناشناخته ها و نشانه ها یی بر روی زمین

 

برای پیدا کردن آثار عجیب که از وجود موجوداتی عجیبتر سخن می گه لازم نیست حتما آسمان ها رو جست و جو کنیم. حتی همین زمینی که روش زندگی می کنیم پر از رمز و راز و نشانه هست. البته اگر کمی چشمانمون رو باز کنیم و با کنجکاوی و به دقت پدیده های اطرافمون رو مطالعه کنیم. در حال حاضر بهترین منبعی که برای مطالعه در این باره می شناسم و البته به تازگی پیدا کردم  وبلاگی هست به نام پیشگویان بزرگ و جهان در محاصره ارواح که در  قسمت پیوند ها هم می تونید بر روی اون کلیک کنید. به نظر من این وبلاگ یک مجموعه ی شگفت انگیز از شرح عجایب این کره ی خاکی است و چیزی که اون رو بسیار بیشتر زیبا و جالب کرده عکس هایی هست که به همراه مطالب ارائه شده تا خواننده آن چه را که می خونه به طور عینی مشاهده کنه و باور داشته باشه. به راستی من که مجذوب مطالب اون شدم. امیدوارم که شما هم از این وبلاگ دیدن کنید و لذت ببرید.

 

---------------------------------------------------------

دوایر گندم یک معما یا نشانه ؟

 ( Crop Circle ) :  منظور از دوایر گندم ، اشکال پیچیده و منظم هندسی است که در

مقیاس های بزرگ و در مزارع صاف و یکدست گندم یا ذرت بوجود می آیند.این اشکال بصورت دایره های

کوچک که بطور چرخشی روی هم خم میشوند.بوجود می آیند. که اگر از بالا و فاصله ای زیاد به آنها بنگریم.

شکل های بسیار عظیم و پیچیده و زیبایی هندسی رامیبینیم. این اشکال آنچنان پیچیده اند که کشیدن آنها حتی بر روی کاغذ نیز با اشتباه همراه است.حال آنکه این اشکال طی مدت کمی از شب روی مزارع گندم آنهم بدون اطلاع صاحبان مزارع بوجود می آیند. دانشمندان  عقیده دارند.که موجودات فضایی با این کارشان سعی در انتقال اطلاعات و دادن پیام به دانشمندان زمین هستند. مهمترین واقعه مربوط به دوایر گندم ، در سال 1990 روی داد. که عکس زیر مربوط به این حادثه میباشد. در طی کمتر از یک شب شکل هندسی در ابعاد باور نکردنی بر روی مزرعه گندم نقش بسته. برخی از تصاویر مربوط به آن :

 

           

 

 در این تصویر محصولات کشاورزی جهش یافته ای را مشاهده می کنید که در حاشیه دوایر گندم کشف شده اند. این محصولات تا مدتی طولانی خاصیت پرتوزایی یا رادیواکتیویته از خود نشان می دهند.

 

           

                       تغییر شکل محصولات زراعی در محدوده دوایر گندم

 

 ---------------------------------------------------------

اهرام مصر

لوموند درباره اهرام می گوید:

کهن ترین بنایی که در پرده ای از ابهام پوشیده و هنوز باقی مانده است با کلیه پیشرفت های علمی و تکنولوزی در دنیای امروز باز هم اعصار مجهول تاریخ از نظر ها به دور مانده است. هنوز حتی انسان نمی تواند به دقت قدیم و آثار قدیمی سنگ هایی ساختمانی را با همان ظرافت بسازد . هنوز استادان از روی هم چیدن سنگ هایی به قطعات هفتاد تن مشابه آنچه که با دقت و وسواس عظیم در بنای هرم بزرگ به کار رفته است عاجزند. هنوز محاسبات ریاضی ما در اندازه گیری ابعاد زمین و حرکت سیاره ها از دقت و صحت محاسبات انجام شده در زمان بنای هرم بزرگ برخوردار نیست. این که چرا هنوز در تهیه و تدارک وسایل اندازه گیری لنگ لنگان به دنبال انسان های ما قبل تاریخ هستیم چگونه این تمدن درخشان هرم های مصر در برهه ای از زمان درخشیده و سپس ناپدید شده است بر ما پوشیده می باشد. هنوز کاملا مشخص نیست که آیا این قدرت علمی و هنری که انسان امروز تنها گوشه ای از آن را دریافته است از یک مغز فوق انسان و یا منبع فکری خارق العاده است. این امکان را هم مذهب و عرفان تایید می کند. امکان دیگر رسیدن این تمدن پیشرفته از خارج کره زمین به ساکنان زمین است. البته لزوما نمی توان گفت که یکی از این نظریات درست است. با توجه به آنکه بشر امروز حتی در تنگنای این تمدن سردر گم است و می اندیشد که این امر یک مساله خارق العاده و خاص می باشد و لذا سبب آن نیز خاص است . در هر حال منبع و منشا این ظرافت هنری و علمی در ساختمان هرم بزرگ و اهرام مصر هرچه که باشد ...این حقیقت به جای خود باقی است که این ساختمان از چنان نبوغ و مهارت شگرفی برخوردار است که در طول تاریخ انسان ها نظیر آن مشاهده نشده است و هر جسم یا ساختمان هرمی شکل که دقیقا با ابعاد متناسب با هرم بزرگ مصر ساخته شود و در امتداد شمال و جنوب میدان مغناطیسی زمین قرار گیرد می تواند به پیرایش ...انعکاس...و تمرکز میدان های انرزی منتهی شود. از آزمایش های متعددی که در درون اجسام هرمی شکل با ابعاد چند سانتی متر یا چند متر انجام شده این نتیجه حاصل گردیده است که نوع جسم یا ماده ای که در ساختمان این اهرام به کار می رود  به هیچ وجه در ماهیت میدان های انرزی که درون آن ها متمرکز می شود تاثیر ندارد.

 

" نتایج آزمایش های انجام شده "

  1. غذاهای فاسد شدنی تا مدت ها ی مدید بدون فساد در درون هرم باقی می ماند.
  2. آب های آلوده تصفیه و عاری از میکروب می شوند.
  3. نباتات با سرعت بیشتری رشد میابند.
  4. فلزات زنگ زده جلا و سیقل خود را باز میابند.
  5. انسان ها به استراحت بهتری دست یافته و نیز به قدرت اندیشه آدمی افزوده می شود.
  6. آرامش و درمان امراض روانی با سهولت بهتری انجام می شود.

 مساله ای که برای اولین بار منجر به کشف این خواص در اجسام هرمی شکل گردیده  ملاحظه این حقیقت بود که حیوانات مرده در آرامگاه اصلی فرعون در هرم بزرگ هرچندآب خود را از دست داده ولی فاسد نشده اند در نتیجه ی این مشاهده بود که بشر متوجه گردید که شاید شکل خاص هرم در این پدیده دخالت داشته باشد. برای تحقیق این موضوع هرمی به ارتفاع 75 سانتیمتر و جسد یک گربه را مستقیما در زیر راس هرم و به فاصله یک سوم از ارتفاع هرم از پایه ی آن قرار دادند و مشاهده کردند که گربه چندی بعد بدون هر گونه تجزیه و فساد به مومیایی تبدیل شده است. در آخر  نتایج این آزمایش اعلام گردید که بین شکل اهرام و اثرات فیزیکی و شیمیایی و بیولوزی فضای داخل آن نسبت های معینی وجود دارد و با رعایت این نسبت ها می توان اثرات ناشیه را تشدید نمود.

}منبع : http://www.yahoo3.blogfa.com  }

(برای خواندن ادامه ی سخنان لوموند و همچنین مطالب بسیار جالبتر در باره اهرام روی آدرس بالا کلیک کنید.)

 

  آیا پژوهشگران و محققانی که سال هاست درباره ی اهرام مطالعه می کنند تونسته اند معمای اهرام را حل کنند؟ آیا به راستی اهرام تفکری زمینی است؟

 

کتیبه های تخت جمشید

در الواح و کتیبه های متعددی که از ایرانیان باستان به ویژه زمان هخامنشیان کشف شده شامل تصاویری از یوفوها تکنولوژی پیشرفته آنهاست.  

 

+ نوشته شده در  جمعه 14 مرداد1384ساعت 7:29 AM  توسط فضانورد  | 

غیر ممکن ممکن است!؟

 

پس از اتفاقات اخیر (در پست های قبلی بخونید) و رسیدن هزاران گزارش جدید مبنی بر رویت اجسام پرنده نیروی هوایی ایالات متحده از روی ناچاری تیمی را تشکیل داد تا به این بحران پایان دهد و با بررسی همه ی گزارش های رسیده توجیهی برای آنها پیدا کند.

اما ظاهرا تعدادی از اعضای همین تیم تشکیل شده هم به وجود UFO ها معتقد بودند و می خواستند نشان دهند که اینها ملاقات کننده هایی از جهان دیگر هستند. به همین دلیل نیروی هوایی اختیار عمل کامل را به آنها نداد و از پروفسور دونالد منزل در خواست کرد که راجع به تیم به تنهایی کاوش کند و فعالیت های آن را زیر نظر داشته باشد ...

مشکل بعدی این بود که تیم بیشتر به افرادی متکی بود که دانش کافی نداشتند .زمانی که فردی چیزی را می دید می گفت :  آن نمی توانست یک هواپیما باشد!

در این زمان پروفسور منزل گفت که تیم UFO باید از مخبرین دو سوال بپرسد ...اول این که : شما میدانید که خیلی چیز ها در آسمان هستند که طبیعی نیستند حال کدام یک از آنها به UFO ی شما مشابه ترند ؟ و زمانیکه پاسخ داد ما می بایست سوال دوم را بپرسیم : چرا شما فکر می کنید UFO یی که دیده اید یکی از اشیاء نیست.. ! ؟

 

منزل این دو سوال رو  مطرح کرد چون می دونست اغلب مردم در پاسخ خواهند گفت:

- اون نمی تونست یه هواپیما باشه چون صدایی نداشت (یا در شب:) من می دونستم که اون یه هواپیما نیست چون چراغ هاش خیلی قوی بود.

 

بنابر این ..این دو سوال می تونست برای رساندندولت ایالات متحده  به اهدافش بسیار مفید واقع بشه! اما اعضای تیم UFO اونقدر که منزل فکر می کرد ساده لوح نبودن. چون هرگز از سوالات منزل استفاده نکردند بلکه اونها همیشه از مردم می پرسیدند :آیا شما زمانی که UFO رو دیدید عینک به چشم داشتید؟ {و البته بعضی اوقات جواب ها منفی بود و تیم هم دیگر سوالی نمی پرسید.} ...اما منزل می خواست که اون ها بپرسند : آیا شما اغلب عینک می زنید؟ آیا شما باید عینک بزنید؟ آخرین باری که دکتر چشم هاتون رو معاینه کرد چه زمانی بود؟ ...اما تیم هرگز به خود اجازه ی پرسیدن چنین سوالاتی رو نمی داد.

---------------------------------------------------------------------------------------------------

منزل به یکی از گزارش های تیم نگاه کرد:

.:  یک بچه نصف شب از رختخوابش بیرون می آید . او چراغ مکانی را که پدرش در آنجا کار می کرد را روشن می بیند. سپس چراغ خاموش می شود. پدر از پنجره بیرون را نگاه می کند و  نوری را در آسمان می بیند ...آن نور برای مدت کوتاهی حرکت می کند و سپس سرعت گرفته ...بر می گردد و ناپدید می شود.

حالا ببینیم پاسخ پروفسور منزل در باره این گزارش چیست :

زمانی که شما در اتاق تاریکی هستید و به یک نور قوی نگاه می کنید مطمئنا تصویرش در چشم شما به جای می ماند .این یک حالت است که تصویر پسین نامیده می شود. زمانی که شما چشم هایتان را حرکت می دهید تصویر پسین نیز با آن ها حرکت می کند . اگر در این حالت (به هنگام شب) به آسمان خیره شوید تصویر پسینی را خواهید دید که در آن حرکت می کند. این یک UFO است که ابدا در آسمان نیست بلکه آن درون چشم انسان است.

منزل در ادامه گفت:

تعجب آور نیست که نیروی هوایی تا کنون توانسته تعداد بسیار زیادی چیز های ناشناخته بیابد . اگر شما فکر کنید که یک تصویر پسین UFO است زمانی که در حال محو شدن است شما احساس می کنید که UFO در حال کوچک شدن و دور شدن از شماست و حتی تغییر رنگ آن هم چیزی جز خطای دید انسان نیست. همچنین اگر شما به یک منبع نور برای مدت کوتاه نگاه کنید تصویر پسین آن تنها برای مدت کوتاهی بقا خواهد داشت و آنگاه UFO ی شما به نظر خواهد رسید که به سرعت آمد و به سرعت هم از شما دور شد.

و یک گزارش کوتاه دیگر :

.: یک مرد در اوریگون –Oregon- نقطه ی روشنی را دید که در آسمان شب حرکت می کرد و متناوبا نور آن کم و زیاد می شد.

و پاسخ منزل :

هنگامی که شما به چیزی نگاه می کنید چشم شما جدا ساکن نیست و به صورت جزئی تمام وقت در حال حرکت است و اگر شما به یک شئ بسیار کوچک نگاه کنید اغلب به نظر خواهد رسید که حرکت دارد.

-----------------------------------------------------------------------------

نیروی هوایی از منزل در خواست کرد که به گزارش های رسیده در سر تاسر سال رسیدگی کنه . اونها همگی با تیتر ناشناخته برای پروفسور فرستاده می شد و او پس از مطالعه و یافتن توجیه مناسب تیتر اون ها رو به این شکل تغییر می داد : شناخته شده .

 

در نگاه اول تمام گفته های منزل منطقی به نظر می رسه.و تازه شاید حتی نیمی از گزارش ها را بتوان به این شکل رد کرد. ولی آیا رد کردن همه ی گزارش ها اون هم چشم بسته و بدون داشتن اطلاعات کافی برای قضاوت باز هم منطقی هست؟؟ یعنی از بین هزاران گزارش رسیده امکان نداشت که حداقل از روی احتمال یکی از آن ها درست باشه؟ پس تکلیف این همه عکس و شاهد عینی چی میشه؟

 و آخرین سوال این که آیا پروفسور  واقعا خودش هم به آنچه می گفت ایمان داشت؟ یا این که صرفا برای پیشبرد اهداف دولت ایالات متحده دست به این کار می زد ؟ یا شاید اگر اینها رو نمی گفت {مثل دکتر چساب} کشته می شد!؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 مرداد1384ساعت 8:32 AM  توسط فضانورد  | 

مهمان های ناخوانده ای از آسمان...

.: در 24 زوئن 1947 کنت آرنولد سوار هواپیمایش بر فراز کوه های کاسکاد -Cascade -در واشینگتون پرواز می کرد. حدود ساعت سه بعد از ظهر که در حال پرواز در آسمان مونت ریانیر  بود (قبلا یک هواپیما در این منطقه گم شده بود) ناگهان چند شئ نورانی توجه او را به خود جلب کردند. آنها در سمت چپ او پرواز می کردند. تعداد دقیق آن اشیاء به نه عدد می رسید که در مسیری به شکل یک خط راست عمودی حرکت می کردند.یعنی اولی در بالاترین ارتفاع و آخری در پایین ترین نقطه پرواز می کرد. ضمنا همگی به شکل دایره و نیز بسیار درخشنده بودند و روی هم رفته بسیار بزرگ تر از یک هواپیما به نظر می رسیدند...اما آرنولد می خواست بداند که این اجسام با چه سرعتی پرواز می کنند؟ به همین دلیل زمانی که فرود آمد به سرعت شمارش نگاه کرد و متوجه شد که آنها مسافت هفتادوپنج کیلومتر را در مدت صد و دو ثانیه پیموده اند.این به آن معنی بود که سرعت این اجسام پرنده در حدود 2700 کیلومتر در ساعت بوده است...

روز بعد تمامی روزنامه ها در سراسر ایالات متحده نوشتند : کنت آرنولد بر فراز کو های کاسکاد بشقاب های پرنده ای دیده است.

اما مطمئنا در آن روز آرنولد همه چیز را فاش نکرد.تنها او اشاره به اشیائی کرد که پروازشان بیشتر شبیه حرکت بشقاب هایی بر روی آب بوده که با سرعتی غیر قابل مقایسه با اجرام ساخت بشر حرکت می کرده اند.

.: چند روز بعد در نوادا عده ای مسافر سوار بر هواپیمایی شاهد حرکت پنج یا شش جسم دایره شکل در آسمان بودند. همان شب چهار افسر نیروی هوایی در آلاباما نور شدیدی را در آسمان مشاهده نمودند که متناوبا به چپ و راست حرکت می کردند و سرعتشان به شدت در نوسان بود. یک زن نیز در همان زمان تعداد ده عدد از آنها را دیده بود که همانند گلوله ای از بالای خانه ی او گذشته بودند.

 

.: یک راننده هم در ایوا تعداد سیزده عدد از آن اشیا نورانی را رویت کرده بود...و جالبتر این که چند نفر دیگر در مکزیکو - در حال حرکتشان نشسته در اتومبیلی -  شاهد بودند که نور شدیدی طول آسمان را فقط در سی ثانیه طی کرد و چند روز بعد زنی در شیکاگو انسان نمایی را دید که تنها یک پا داشت.

 

همه ی این اتفاقات تقریبا دو هفته پس از جریان آرنولد بوقوع پیوست.

زمانی که نیروی هواپیمایی نیروی هوایی ایالات متحده سعی می کردند بر اساس گزارش های رسیده و درج شده در جراید مسیر حرکت این اجسام را شناسایی کنند با مشکلاتی روبرو شدند...آنها سوالات زیادی راجع به گزارش های چاپ شده در روزنامه ها داشتند که اکثرا بدون جواب بود. به همین دلیل دیگر سخنی نگفتند و این عمل موجب اضطراب مردم شد.

چرا نیروی هوایی چیزی نگفت؟ آنها چه چیزی رو می دونستند؟ آیا اون ها حقیقت این اشیا رو پنهان می کردن؟ آیا حقیقت ترسناک تر از اونی بود که گفته بشه؟

شاید همین دلیل بود که باعث بوجود اومدن مشکلات دیگه ای شد.از اون روز به بعد مردم به آسمان نگاه می کردند و به دنبال بشقاب های پرنده ای می گشتند و به اشیائی می نگریستند که قبلا هیچ توجهی به اون ها نداشتند. هر چیز غیر طبیعی ممکن بود یه جسم پرنده باشه...همچنین اغلب مردم تلفن هایی به روزنامه ها می کردند و روایات زیادی از رویت بشقال های پرنده می کردند. اما با این حال نیروی هوایی پاسخی در باره ی جریانات اخیر نداشت.

جالب اینه که بدونیم دلیل عدم اعتنای نیروی هوایی از ابراز عقیده چه بوده...اونها داستان های دیگری راجع به این اجرام عجیب و پرنده شنیده بودند که مربوط می شد به قبل از جنگ جهانی دوم. تنها بیش از هزار گزارش در سال 1946 مبنی بر رویت اجرام ناشناخته در سوئد داشتند. بعضی از مردم فکر می کردن که اون اجرام از صناعات جدید کشور شوروی است چون فاصله سوئد از ایالات متحده زیاد بود و به نظر نمی رسید که امریکا هم نقشی در این فرایند ها داشته باشه.

اما حالا وضع خیلی فرق می کرد چون اجرام ناشناخته بر روی سرزمین و خاک ایالات متحده هم – اینک – به پرواز در اومده بود.

چه اتفاق افتاده؟ مردم می خواستند بدونن که آیا این اجرام از شوروی اومدن یا نه؟آیا اون ها کاملا بی خطرن؟

در اون زمان شوروی و ایالات متحده روابط آن چنان دوستانه ای نداشتند و روس ها تونسته بودند در صنعت هواپیما سازی به موفقیت های چشمگیری برسند.اونها هواپیما هایی ساخته بودند که بوسیله ی اون می تونستند خود رو به راحتی به خاک ایالات متحده برسونند و حالا همه حدس می زدن که این  اجرام فضایی آخرین نمود از پیشرفت های روس ها میتونه باشه.

سوالات بی شماری بود که برای دولت امریکا جواب دادن به اونها دشوار به نظر می رسید و حتی عدم پاسخ نیروی هوایی به جراید و روزنامه ها کاملا غیر طبیعی به نظر می رسیدو این شایعات رو گنگ تر و دامنه دار تر می کرد.

از یک سو کنت آرنولد هم بنا به دلایل نامعلوم کتابچه ای پانزده صفحه ای را تحت عنوان << شرحی بر بشقاب پرنده ها>> تالیف و منتشر کرد و در جواب این سوال که این اجرام از کجا آمده اند ؟ او به راحتی جواب داد: از جهانی دیگر!!

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1 مرداد1384ساعت 9:1 PM  توسط فضانورد  | 

ناشناخته های فضایی ...

 

تمام اشیا ناشناخته و پرنده ای رو که برای یه لحظه در آسمان پدیدار می شن و در لحظه ی دیگه ای غیب میشن امروزه با نام UFO می شناسیم . این کلمه مخفف عبارتFlying Objects Unidentifield - به معنای اجسام پرنده ناشناخته - است.

از جمله خصوصیات مشابهی که اکثر بینندگان بشقاب های پرنده در اظهارات خود گفته اند  این است که آنها بی هیچ صدایی به پیش آمده و نیز قادر به ایستادن در هر نقطه ای بوده اند....

حتی بعضی از شاهدین عینی معتقدند که آن اجرام ناشناخته به محض ایستادن در آسمان پروزکتور های خود را خاموش می کنند.

 

این مسئله رو اگر بخوایم از بعد علمی اون در نظر بگیریم موضوعی عجیب و بدون جوابه ...

تصاویر بسیاری از بطن آب های برمودا در دست است که حفره های عجیبی در آن ها خود نمایی می کنن و به احتمال بسیار قوی {بنا به اظهارات و تحقیقات دانشمندان}  مکان نشست بشقاب های پرنده در کره ی زمین هستن {!!!!} در آخرین مطالعاتی که در مورد این مثلث مرگبار صورت گرفته در بستر اقیانوس – در حوالی جزیره ی بری – نشانه های شگفت انگیزی بدست اومده که نشون میده جسمی سنگین و متحرک بر روی اون حرکت می کرده ...محققان به این نتیجه رسیدن که اون جسم در زیر اقیانوس دو شیار عمودی رو به فواصل 14 تا 18 مایل حک کرده که بی شک مربوط به مسیر حرکت اون به حساب میاد  و حفره های سیاه موجود در عکس ها نشان دهنده ی مکان های فرود {یا شاید هم سقوط!! } آن اجسام هستند و به این نتیجه نیز رسیده اند که  آنها - مطمئنا- از آسمان به بستر اقیانوس افتاده اند و بعدا شروع به حرکت کرده اند.

اگر به فرو رفتگی های حاصله دقت کنیم متوجه سنگینی بیش از حد اونها می شیم{من تعدادی از اون عکس ها رو در اختیار دارم اما متاسفانه هنوز نتونستم راهی برای نمایش دادن اون ها پیدا کنم }. پس با این حساب چطور نیروی جاذبه ی زمین قادر به جذب اون ها نیست؟؟؟ و اون ها چطور می تونن با این وزن بسیار زیاد با سرعت های سرسام آور حرکت کنند و در مدت زمان کمتر از یک ثانیه به طور ناگهانی تغییر مسیر بدن و یا حتی در یک آن بایستند؟؟{طبق اظهارات شاهدان{ ...

 

این در حالیه که انسان ها که خود را تنها موجودات هوشمند زمین و حتی عالم هستی میدونن هنوز پس از قرن ها تلاش نتونستن سیستمی طراحی کنند که منجر به ایستادن هواپیما ها در حین پرواز در آسمان بشه حتی سیستمی که بتونه این کار رو در بازه ی زمانی طولانی انجام بده .

اما سوالی که اینجا برای ما پیش میاد اینه که این بشقاب های پرنده رو چه چیز هایی {یا چه جور موجوداتی} ساخته و هدایت می کنند؟؟ 

 

حقیقتی که امروز با اون روبرو هستیم چیزی فراتر از احتمال وجود حیات در کرات دیگره...این حقیقت تاریکی هایی رو روشن می کنه که همگی بیانگر این مسئله هستند که ما با موجودات هوشمندی روبرو هستیم که گویی از نظر علم و تکنولوزی قرن ها از ما جلو ترند... شاید کمی ترسناک به نظر برسه ولی واقعا جز این هیچی در باره ی اونا نمی دونیم

یعنی ممکنه اونها برای ما خطری داشته باشن؟

 

از خوانندگان این بلاگ خواهش می کنم  که نظر شخصیشون رو در باره ی این حقیقت در قسمت نظرات بنویسند .

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 تیر1384ساعت 7:50 PM  توسط فضانورد  | 

اولین جاسوس ها در آسمان...

مساله ی وجود موجودات غیر زمینی هم مثل هر موضوع دیگه ای طرفداران و مخالفان خودش رو داره.جالب اینه که بسیاری از مخالفان ادعا می کنند قضیه وجود یوفو و بشقاب پرنده دروغی بیش نیست و این اجسام متحرک جاسوس هایی از طرف ایالات متحده امریکا هستند که برای بدست آوردن اطلاعات سری دیگر کشور ها در آسمان اون ها به پرواز در میان. اما قبل از هر قضاوتی بهتره کمی تاریخ رو ورق بزنیم...

1.اسکندر مقدونی مسلما اولین انسانی نبود که شاهد حضور سفینه هایی در آسمان شد.همچنین اولین انسانی هم نمی توانست باشد که این سفینه های آسمانی برای او و لشکرش دردسر هایی را فراهم کرد.این شاه فاتح از دو شئ پرنده و ناشناخته سخن می گفت که در صحنه ی نبردی به طور مکرر بر بالای سر او و لشکریانش به پرواز در می آمدند و چرخ می زدند که همین کار دلیل اصلی رم کردن فیل ها و اسب هاو وحشت زده شدن سربازان جنگ آموزده ی او شد...تاریخ نویسان هم عصر با اسکندر این پرندگان ناشناخته را به سپر های نقره ای تشبیه کرده اند که پیرامونشان را هاله ای از آتش فرا گرفته بود.

{این بر می گرده به 300یا 400 سال قبل از میلاد. و دیگر نیازی به گفتن نیست که در اون زمان آقای کریستف کلمب هنز متولد نشده بود که قاره ی آمریکا رو کشف کنه. و این کار کار هیچ دولت دیگری هم نمی تونست باشه ...چون در اون زمان هنوز حتی هواپیما هم اختراع نشده بود.}

2.در سال 1873 عده ای از زارعان پنبه در تگزاس با رویت شئی پرنده در آسمان- که به گفته ی خودشان به ماری نقره ای رنگ شباهت داشت- که در مسیری راست به سوی آنها به پیش می آمد دچار اضطراب و وحشت شدند .در این صانحه  در اثر رم کردن اسب های یک کالسکه یک نفر از آنان جان سپرد.

...یکی دو ساعت پس از آن ماجرا همان شئ ناشناخته{ویا مشابه آن} بر آسمان میدان رزه سواره نظام امریکا در ایالت کانزاس مشاهده شد و به اندازه ای اسب ها را دچار ترس ساخت که مراسم رسمی ای را بر هم زد.

3.در نهم آوریل 1897 هزاران هزار نفر از ساکنین جهان ساکن یکی از ناشناخته ترین دیدنی های آسمان بودند که شروع نمایشی خوفناک به حساب می آمد و به مدت هفت روز تمام نیز ادامه داشت.جسمی ناشناخته و پرنده که چیزی مشابه سیگار برگ بود و دو پر عظیم و شاخه دار هم به آن متصل بود{مشاهده شده بوسیله تلسکوپ} در قسمت های بالایی آسمان پرواز می کرد و در هنگام شب انواری رنگین به رنگ های قرمز و سبز و سفید را به اطراف پخش می کرد...این چیز عجیب در 16 آوریل 1897 به طور کامل از آسمان محو شد ولی سه روز پس از آن تاریخ دوباره از جای دیگری سر در آورد...

این که تا اون تاریخ هیچ هواپیمایی اختراع نشده بود جریانات را پیچیده و گنگ می کنه و تازه شش سال بعد برادران رایت اختراع هواپیمای بسیار ابتدایی خود را در مرحله فرضیه داشتند. پس با این اوصاف دادن لقب هواپیما به آن جسم ناشناخته دور از منطق و عقل است.

و اما موضوع دیده شدن یوفو ها و اجرام ناشناخته ای در آسمان در سال 1972 بیش تر از همیشه شدت گرفت و از اون جایی که در همون سال مساله ی مثلث برمودا واقع در اقیانوس آتلانتیک و گم شدن بعضی از هواپیما ها و کشتی ها در سطح جهانی به اوج خود رسیده بود جریانا قبلی با موضوع فعلی در هم آمیخت و برای توجیه مردم اتفاقات مثلث برمودا رو به بشقاب های پرنده ارتباط دادند...اما تا به امروز هم دلایل قابل قبولی در این باره بدست نیومده.

البته در زمان فعلی هم چند نفری یافت می شن که ادعای دیدن سفینه های فضایی رو می کنند ولی واقعیت اینه که این گفته ها به قدری تکراری و خسته کننده شدن که دیگه مثل قبل شنوندگانی مشتاق رو به دنبال ندارن...تنها می شنویم که اشیائی ناشناس با سرعت اومدند و بی هیچ وقفه ای دور شدند ...فاقد هر نوع صدا بودن و مطمئنا هم هیچ برخورد وحشی گرایانه ای رو با ساکنین زمین ندارند...

اما خود این موضوع که اینان کی هستند و از کجا اومده و به کجا میرن جزو اون دسته از رازهاست که علم امروزی از دادن پاسخ به اون ناتوانه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 تیر1384ساعت 7:49 PM  توسط فضانورد  | 

سلام

از دیر باز تا به امروز جنجال هایی در مورد اجرام متحرک و منور آسمانی در بین خاص و عام مطرح بوده و به قول معروف هر کس با وجب خود این جریانات را عرض یابی کرده یا می کند... ولی بی هیچ شکی آیا تا به حال به مغز شما هم خطور کرده که موضوع بشقاب های پرنده حقیقت دارن اصلا ؟؟ و اگر حقیقت دارن آیا خطری از جانب اون ها ما رو تهدید می کنه ؟ و ده ها سوال دیگه...

البته به یاد داشته باشیم که اونچه در اینجا می خونیم خیال بافی های ذهن یه نوجوان 16 ساله نیست. بلکه برگرفته است از اسناد معتبر جهانی که صحت اون ها بار ها مورد تایید اندیشمندان و دانشمندان هم قرار گرفته.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 تیر1384ساعت 9:14 AM  توسط فضانورد  |