تبليغاتX
1

1

UFO & UFOLOGY

 

قدرت و مانور باور نکردنی یک بشقاب پرنده

در سال 1990 یک بشقاب پرنده مثلثی شکل در شرق بروکسل ظاهر شد و پس از مشاهده ی آن دو فروند جنگده ی اف 16 برای تعقیب آن اعزام شدند. اما متاسفانه این تعقیب و گریز بدون نتیجه پایان یافت.در حین این عملیات حادثه بسیار حیرت انگیزی رخ داد:

خلبانانی که بشقاب پرنده را تعقیب می کردند اظهار داشتند که آن در مدت زمان یک ثانیه از ارتفاع 7000 فوتی (2000) به ارتفاع 600 فوتی (180 متری) سقوط کرد و در آن ارتفاع به پرواز خود ادامه داد!!!

::. این تغییر فشار ناگهانی فشاری برابر 40 جی (40 هزار برابر جاذبه ی زمین) به بشقاب پرنده وارد می کند. {جالبه بدونیم حداکثر فشاری که فضانوردان تا به امروز تجربه کرده اند 6/3 جی بوده که تازه به تدریج بر اونها وارد می شده نه یک باره و در عرض یک ثانیه! }

دانشمندان و کارشناسان با تحقیقات آزمایشگاهی پیش بینی می کنند که اگر دانش بشری بسیار پیشرفت کند و بتواند شرایط اضطراری را مهیا کند انسان قادر خواهد بود 8 جی فشار را تحمل کند.{در این فشار بدون تهیه شرایط و تجهیزات پیشرفته تمام ارگان ها داخلی بدن انسان از هم می پاشد و متلاشی می شود.}

کارشناسان می گویند : از نظر مقاومت فلزات در برابر فشار هیچ هواپیمایی قادر نیست بیشتر از 15 جی فشار را تحمل کند که آن هم مستلزم تجهیز بدمه ی هواپیما با آلیازی است که تا کنون ساخته و آزمایش نشده است.در عین حال مشاهده شده که بشقاب پرنده ها تا 400 جی فشار را هم می توانند تحمل کنند!

 ::. از طرفی این تغیر ارتفاع ناگهانی بشقاب پرنده از یک بعد دیگر هم قابل مطالعه است.بشقاب پرنده در زمان تنها یک ثانیه از ارتفاع 7000فوتی به 600 فوتی سقوط کرد. یعنی با سرعت حیرت انگیز 6500 کیلومتر در ساعت!! در چنین سرعتی در اثر برخورد هوا با بدنه ی هواپیما 4500 درجه گرما حاصل می شود. هیچ فلزی نیست که بتواند چنین دمایی را تحمل کند. بدنه ی هواپیما از هر فلزی که باشد اگر در این سرعت پرواز کند بدنه ی آن ذوب می شود. ضمن این که هیچ هواپیمایی تا کنون ساخته نشده که بتواند به چنین سرعتی دست یابد.

 

 نتیجه...

از موارد فوق می توان دو نتیجه گیری کرد :

1- جنس این بشقاب پرنده از فلزی است که در کره ی زمین یافت نمی شود.

2-سیستم حرکتی آن فوق العاده پیشرفته است به طوری که از ایجاد اصطکاک بین هوا و بدنه ی هواپیما جلوگیری می کند.یکی از فرضیه های جالب در باره ی سیستم حرکتی آنها این است که این بشقاب ها مجهز به مولد پرتوی کاتدی می باشندو مولکولهای هوای اطراف سفینه را یونیزه می کنند. به این ترتیب در اطراف بشقاب پرنده خلاء ایجاد می شود .بنابر این دیگر اصطکاک معنایی ندارد و سفینه می تواند با سرعت سرسام آوری به حرکت در بیاید.در واقع با این کار بشقاب پرنده یک سپر نامرئی در مقابل هجوم ذرات هوا برای خود می سازد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 شهریور1384ساعت 3:43 PM  توسط فضانورد  | 

COMMUNION A TRUE STORY...

حقیقتی از آن سوی حقایق

مطالبی که در این پست می خونید ترجمه ی بخش کوتاهی است از کتاب COMMUNION A TRUE STORY نوشته ی واتیلی استیربر Whitley Strieber-- که جنجال بر انگیز ترین و پر فروش ترین کتاب سال 1989 شناخته شد.این کتاب شرح حوادثی بسیار عجیب و باورنکردنی است که برای نویسنده ی آن اتفاق افتاده است. او ادعا می کند که قبل ها برخوردی خودمانی و شگرف با موجوداتی با هوش و غیر زمینی داشته است.

به گفته ی واتیلی استیر بر (نویسنده ی کتاب) در ابتدای این جریانات گاهی می اندیشیده که شاید در قدرت تفکر و مغزش اختلالاتی ایجاد شده باشد !! و برای حل این معما به سه پزشک و روانشناس ماهر مراجعه کرد و یکایک آنها با سوالات و آزمایش های پی در پی خود به این نتیجه رسیده اند که انسانی همانند میلیون ها انسان دیگر است و ازنظر عصبی و روانی در سلامت کامل به سرمی برد. همچنین پزشکان برای اطمینان بیشتر از متخصصی که بیش از سی سال تجربه ی کاری داشت استفاده کردند و او را با دروغ سنج های پیشرفته مورد آزمایش قرار دادند و بی هیچ شکی ازتمامی این امتحانات سر بلند و پیروز بیرون آمده !

 

واتیلی استیر بر در ابتدای این کتاب این گونه آغاز می کند:

این حکایت انسانی است که تلاش می کرد با حمله هایی از سر عصیان با واقعیت ناشناخته پیکار کند . نمی دانم که چگونه این سرگذشت حقیقی و غیر قابل تصور را به رشته ی تحریر در آورم تا بی هیچ تعصب و تانی خاطری به خوانندگان این کتاب منتقل سازم.

 

 او می گوید :

من خود معترف هستم که قبل ها از آن دسته انسان هایی بودم که هیچ اعتقادی به اجرام ناشناخته و پرنده نداشتم و همواره هم این فرایند ها را به چشم ناشناخته های ساختگی  می دیدم و نیز معتقد بودم که آنان حاصلی از اندیشه های نادرست و حتی ریشه هایی از خیالات آدمی می باشند. ولی اینک نمی دانم که اینان را تحت چه القابی بر زبان آورم.

همین Visitor ها (دیدار کننده ها) بودند که به راحتی وارد زندگی شخصی  بی تفاوت شده و در برابر دیدگان او هزاران ترفند پیاده کرده اند.

پس از سپری شدن زمانی نسبتا دراز با چندیدن شخص دیگر هم ارتباط پیدا کردم و همه ی آنها هم دارای تجاربی همانند من در این زمینه بودند.اکثریت این افراد دارای روحیه ای قوی بوده و به قشری خاص از جامعه تعلق نداشته اند.افرادی بر خاسته از همین سرزمین که مشاغلی مختلف چون پلیس محقق کارمند دولت و غیره را دارا بودند و تنها نقطه ی اشتراک بینشان همانا طرز فکر همسانشان بود و بس.

 

...چیزی که به یقین می توان گفت این است که در تمامی این رویداد ها شاهد عینی هم وجود داشته و تاثیرات فیزیکی این رقم از حوادث نیز به قسمی بوده که به راحتی نمی توان آنها را از یاد برد. تمامی حوادث روی داده در این محور همگی حاکی از آنند که Visitor ها واقعا وجود دارند و اگر هم چنین نباشد حداقل می توان اعلام داشت که ضمیر آدمی قادر به آفرینش موضوعاتی است که مسلما به حقایق ناشناخته ای نزدیک می باشد.منتهی با این اختلاف که علم امروزی عاجز از درک آن می باشد.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 شهریور1384ساعت 5:7 PM  توسط فضانورد  |